X
تبلیغات
.

.

نرم تنان و بندپایان

 نرم تنان malousca                                                                                                            

شاخه ی نرم تنان جانوران پیشرفته ای هستند که بدنشان سه لایه ای است و غالبا دارای پوششی است به نام صدف  انوع صدف های حلزون  خوراکی و اکثریت صدفهایی که در اطراف می بینیم جزو این گروه اند طبقه بندی بر اساس خصوصیات شماتیک آن ها به 7 رده تقسیم می شوند.

1.  شکم پایان (گاستروپودا)     gastropoda  :که بزرگترین رده هستند از لحاظ تعداد هم در آب و هم در خشکی زندگی می کنند انواع صدف های مخروطی کروی و همچنین  حلزون ها(صدف دار و بدون صدف)در این گروه قرار دارند                                                                                                                 

تورتیلا(غالبا سفید رنگ و حجره حجره)                                                                                        

حلزون هلیکس                                                                                                                        

سیپرا(دارای یک شکاف است و سطح شکمی دندانه دندانه است)                                                          

کنوس (مخروطی شکل و پیچ در پیچ)                                                                                           

لیسه(حلزون بدون صدف)  

                                                                                                       

۲.  تبر پایان (دو کفه ای ها)  plecypoda                                                                               

دارای صدفی با دو ۲کفه هستند که نرم تن به صورت پهن شده در داخل این کفه ها زندگی می کند انواع صدفهای مروارید ساز و خوراکی جزو این گروه هستند و به وسیله ی موج دریا  حرکت می کنند.

مروارید ساز(ملاگرنیا)                                                                                                        

متیلبوس ـهالیتوس  

  

                                                                                                       

3.  سر پایان (سفالوپودا )   cephalopoda                                                                                   

دارای بازوها یا پاهایی در نزدیکی سر هستند پیشرفته ترین و تخصص یافته ترین نرم تنان هستند ممکن است صدف دار یا بدون صدف باشند .                                                                                              

هشت پا

نرم تن مرکب

اختاپوس

اسکوئید

لولیگو

نوتیلوس(بدون صدف)

 

4.     رده ی چند صدفان(پلی پلاکوفورا)

این رده دارای صدفی چند تکه ای هستند.

5.     بی صدفان

این گروه  صدفی ندارند اما پوسته ی رویی آنها حکم صدف را دارد.

نئوملینا

6.     تک صدفان (مونو پلاکوفورا)

7.     ناو پایان

صدفهایی دندانه دار دارند .

بند پايان:

شاخه بندپایان بزرگترین شاخه در میان جانوران و اصولا همه جانداران است. گوناگونی بندپایان به تنهایی از گوناگونی همه جانوران و گیاهان نیز بیشتر است. در حدود 75 درصد از گونه‌های شناخته شده بندپایان را حشرات تشکیل می‌دهند. اندازه بندپایان از کنه‌های میکروسکوپی تا خرچنگهای غول پیکر 1.5 متری که وسعت پاهایشان به 4 متر می‌رسد متغیر است. این جانوران بیشتر از هر نوع جانور دیگری در روی زمین گستردگی و تراکم دارند. بندپایان مهمترین گروهی هستند که موجودات دیگر از جمله انسانها مجبور به رقابت با آنها هستند.
ساختار بدنی موفقیت بزرگ این جانوران ، نتیجه ساختمان اساسی بدن بویژه سازمان قطعه قطعه‌ای و اسکلت خارجی کیتینی آنهاست. به احتمال قوی اجداد بندپایان را کرمهای آنلید پرتار و ابتدایی تشکیل می‌دهند و قطعات مناطق مختلف بدن در جریان تکامل در جهت بندپا شدن به راههای گوناگونی دقیقا تخصص یافتند. بدن بندپایان امروزی شامل سینه ، سر و شکم است و در بسیاری از موارد سر و سینه به هم چسبیده سر سینه را ساخته‌اند.

تمام بدن توسط زرهی کیتینی پوشانده شده که طی مراحل رشد لاروی یا در تمام طول زندگی متناوبا می‌افتد. پاراپودیای اجدادی تبدیل به زایده‌های حرکتی بند بند و مشخصی شد که شکلها و کنشهای بسیار گوناگونی داشتند. پوشش کیتینی این قسمت سختی لازم را فراهم می‌آورد و در عین حال ارتباطات مفصلی را هم باعث می‌شود. کیتین در تشکیل چشمهای خاص این جانوران هم دخالت دارد.

دستگاه بینایی دستگاه بینایی شامل چشمهای مرکب است. در این چشمها واحدهای بینایی کاملی در کنار هم گرد آمده و ساختارهای مرکب بزرگی را تشکیل می‌دهند. هر واحد بینایی ، خود شامل یک عدسی کیتینی و سلولهای حساس در برابر نور است. بندپایان چشمهای ساده هم دارند که در هر کدام از آنها یک عدسی روی تعدادی سلول حساس در برابر نور را می‌گیرد.

دستگاه گوارشی دستگاه گوارش شامل روده اول ، دوم و سوم است. قسمتهای اول و سوم پوشش کیتینی دارند که دنباله اسکلت خارجی است و فقط روده دوم است که کار گوارش را انجام می‌دهد. غدد گوارشی بزرگی معمولا به روده میانی باز می‌شوند.

دستگاه تنفس تنفس از طریق آبشش ، آبششهای کتابی ، ششهای کتابی یا سیستم نایی انجام می‌شود که همگی کیتینی هستند و از سطح بطور بند بند رو به خارج یا داخل بدن رشد یافته‌اند. آبششها که خاصه سخت پوستان هستند، به صورت زوایدی پر مانند از پاها و سایر اجزای قطعه قطعه خارج شده‌اند. آبششهای کتابی در خرچنگهای نعل اسبی و ششهای کتابی در عنکبوتها و عقربها حجره‌هایی هستند که در آنها صفحات آبششها در آب و ششها در هوا عمل می‌کنند. سیستم نایی شامل مجاری منشعب و متصل بهم هستند که از سطح بدن به تمام قسمتهای درونی می‌رسند. این سیستم در صدپایان و حشرات دیده می‌شود.

دستگاه گردش خون بندپایان هم مانند نرم تنان دارای دستگاه گردش خون باز هستند که در آن خون قسمتی در رگها و قسمتی در سینوسهای خونی جریان دارد. قلبی لوله‌ای شکل ، پشتی و ته باز مهمترین و اغلب تنها رگ خونی را تشکیل می‌دهد.

دستگاه دفعی دفع از طریق دو اندام انجام می‌شود. بندپایان آبزی دفع را از طریق اندامهای لوله‌ای شکلی انجام می‌دهند که نامهای مختلفی دارد. بندپایان ساکن خشکی بویژه حشرات دارای لوله‌های مالپیگی هستند که به روده سوم متصل هستند و در آنجا باز می‌شوند.

دستگاه عصبی دستگاه عصبی از نوع نردبانی و مشابه دستگاه عصبی آنلیدهاست  

طبقه بندي حشرات:

1)تريلوبيت ها 2) اونيكيفورها 3) کلیسراتا 4)كراستاسيا 5) يوني راميا 6)حشرات

رده حشرات: بی مهرگانی هستند که پرجمعیت‌ترین و گسترده‌ترین تاکسون محیط‌های خشکی هستند که در شاخه بندپایان قرار می‌گیرند .به راستی بیشترین گروه متنوع از جانوران است بر روی زمین، با حدود ۹۲۵،۰۰۰ گونه شناخته شده بیشتر از همه گروه‌های جانوری روی هم رفته‌است. حشرات ممکن ات در نزدیکی تمامی زیستگاه‌های روی زمین یافت شوند. تعداد کمی از آنها به محیط اقیانوس جایی که سلطه با سخت پوستان است سازش کرده ند. بندپایان دیگر خشکی با حشرات اشتباه گرفته می‌شوند. اما بارزترین ویژگی می‌تواند وجود ۶ پا در حشرات باشد که در دیگران نیست. بزرگ‌ترین گروه را در بین گروه بندپایان به خود اختصاص می‌دهند بندپایان حیواناتی هستند که دارای یک اسکلت خارجی بوده و اعضای آنها به هم پیوسته می‌باشند حشرات شش پا دارند و بیشتر آنها دارای بال هستندبدن یک حشره از ۳ قسمت تشکیل می‌شود: سر، سینه و شکم. بزرگ‌ترین گروه را در بین گروه بندپایان به خود اختصاص می‌دهند بندپایان حیواناتی هستند که دارای یک اسکلت خارجی بوده و اعضای آنها به هم پیوسته می‌باشند حشرات شش پا دارند و بیشتر آنها دارای بال هستندبدن یک حشره از ۳ قسمت تشکیل می‌شود: سر، سینه و شکم.حدود یک میلیون گونه مختلف حشره در جهان شناسایی و توسط دانشمندان نامگذاری شده‌است مجموع حشرات روی زمین تا مرز ده میلیون گونه مختلف می‌رسد حشرات تقریباً در همه نقاط روی زمین پیدا می‌شوند و همچنین می‌توان آنها را درآبهای شیرین یافت حشرات اولین حیوانات پرنده می‌باشند که در روی زمین بوجود آمدند ۳۵۰ میلیون سال قبل اولین بار آنها توانستند در هوای زمین شروع به پرواز کنند و این میلیونها سال قبل از پرواز پرندگان و خفاشها بود.رای بیشتر حشرات قدرت بینایی و بویایی از مهم‌ترین احساسها می‌باشد حشرات دارای چشمهای مرکب هستند به این معنی که چشم حشره از دو قسمت مجزا تشکیل شده‌است هر قسمت از چشم حشره دارای لنز مخصوص به خو می‌باشد حشرات برای بو کشیدن و مزه کردن از شاخکهایشان و بعضی اوقات از قستهای دیگر بدنشان استفاده می‌کنند انها همچنین برای لمس کردن اشیاء از شاخکهایشان استفاده می‌کنند.حشرات در طول رشد خود به طور دوره‌ای پوست اندازی می‌کنند و یا پوسته خارجی خود را می‌اندازند بعضی از حشرات فقط ۴ یا ۵ مرتبه تییر شکل می‌دهند اما سنجاقک‌های یک روزه و حشرات بدون بال می‌توانند ۲۰ مرتبه یا بیشتر پوست اندازی کرده و تغییر شکل دهند هر بار که یک حشره تغییر شکل می‌دهد شکل بدنش عوض می‌شود این حالت را در حشرات دگردیسی (دگرگونی) می‌نامند بعضی از حشرات با هر پوست اندازی به آرامی تغییر شکل می‌دهند و نوع بالغ آنها بسیار با نوع نوزاد تفاوت دارد این حشرات عبارت‌اند از زنبورهای عسل، مگس‌ها، سوسک‌های بزرگ، پروانه‌ها و زنبورهای معمول .

سخت‌پوستان (crustaceans) یکی از گروه‌های بزرگ از جانوران بندپا هستند. سخت‌پوستان دارای ۵۵ هزار گونه می‌باشند.جانورانی مانند میگو، خرچنگ و دافنی جزو سخت‌پوستان هستند. از دیگر جانوران نسبتاً معروف این گروه می‌توان به شاه‌میگو، کشتی‌چسب، پاروپا، خرچنگ آب شیرین، خرچنگ دریایی، سپرمیگو، شپشک‌ماهی، کریل و شپش نهنگ[۱] اشاره کرد.

 Abludomelita obtusata

 

 

 

 

                                                                                                      

+ نوشته شده در  جمعه 1389/10/17ساعت 21:10  توسط   | 

شانه داران و کرم ها

شاخه ی شانه داران      Phylum Ctenophora  

 شانه داران تقریبا از 80 گونه جانور شنا کننده آزاد با بدنهای شفاف ژلاتینی تشکیل
 می گردد که اینها را غالبا «لرزانکهای شانه ای» می نامند ، زیرا در بدنشان
صفحات شانه ای شکل وجود دارد . شانه داران به ستاره های دریایی کمی شبیه اند
و قبلا با مرجانیان طبقه بندی می شدند ، ولی به علت داشتن خصوصیات
ساختمانی و بیولوژیکی در شاخه ی جداگانه ای جای می گیرند.

 صفات اختصاصی :
1- دارای تقارن دو شعاعی (شعاعی + دوطرفی) ، روی یک محور دهانی -
مقابل دهانی می باشند ، دارای سه لایه ی رویشی با مزوگله(Mesoglea)
 زیادند ، حلقه یا بند وجود ندارد .
2-بدن کم و بیش کروی است (در بعضی پهن است) ، معمولا دارای هشت
 ردیف صفحه ی شانه ای در خارج می باشند .نماتوسیست (Nematocyst)
موجود نیست.
3-  دستگاه گوارش دارای دهان ، حلق ، معده و مجاری منشعب است .
4- دستگاه عصبی منتشر است و در آن یک اندام حسی مقابل دهانی وجوددارد .
5-  جنس های نر و ماده یکی می باشند و سلول های مولد از آندودرم
مجاری گوارشی واقع در زیر صفحات شانه ای تشکیل می شوند ، رشد و
نمو (سیر تکاملی) مستقیم است ، تکامل غیر جنسی و تناوب نسل وجود ندارد .

شباهت شانه داران با مرجان ها :
1- تقارن شعاعی دارند .
2- قسمت های بدن روی محور دهانی و مقابل دهانی قرار دارند .
3-دارای یک حفره ی معدی – عروقی و شاخه های آن می باشند .
4- مزوگله ژلاتینی دارند .
5- به استثنای دستگاه گوارش ، فضاهای درونی وجود ندارد .
6- به جز دستگاه گوارش دستگاه های دیگری موجود نیست .

اختلاف شانه داران با مرجان ها :
1- هشت ردیف صفحه ی شانه ای دارند .
2-عضلات مزانشیمی یا مزودرمی موجود است .
3-  دستگاه گوارش حاوی تشکیلات عالیتری است .
4- یک ناحیه ی حسی مقابل دهانی دارند .
5-نماتوسیست موجود نیست .

كرم ها

جانوران که در آغاز قرن نوزدهم انجام گرفت، تمام جانورانی که دارای بدنی دراز و فاقد ضمائم واضح بودند به کرمها موسوم شدند. کرمها به یونانی Helmenthes و به لاتین Vermes نام دارند. این جانوران به علت داشتن یک انتهای قدامی یا سر که دارای اندامهای حسی است و به قصد برخورد و روبروشدن با محیط بطرف جلو حرکت می‌کند و یک انتهای خلفی یا دم ، با اسفنجها ، مرجانها و شانه‌داران اختلاف و تمایز دارند.این جانوران می‌توانند روی سطح شکمی که رو به پایین و در برابر زمین واقع است گردش کنند و یا بی‌حرکت بمانند. کرمها تقارن دو جانبی دارند. عده‌ای از آنها زندگی آزاد داشته و محل زندگیشان متفاوت است و عده‌ای دیگر زندگی انگلی دارند و در بدن گیاهان ، جانوران و حتی انسان به سر می‌برند و اغلب مولد امراض خطرناکی برای آنها هستند.

کرمهای پهن

پست‌ترین کرمها ، کرمهای پهن یا پلات هلمنت‌ها می‌باشند که بدنهای نازک و نرم دارند. عده کمی از آنها آزادند و بیشتر آنها به حالت انگل هستند. این کرمها از 3 رده تورکیان ، بادکشداران ، و نواریان تشکیل شده‌اند.

رده تورکیان رده تورکیان یا کرمهای پهن آزادانه اکثرا در آب شیرین یا شور و یا جاهای مرطوب به سر می‌برند. پلانارین‌ها جز این رده هستند، که در آبهای سرد و دایمی به کنده‌ها و تیرهای معلق در آب آویزانند و از نور فراری هستند. این کرمها هرمافرودیت هستند، یعنی هر دو دستگاه نر و ماده را دارا هستند. بدنشان فاقد کوتیکول است

پلاناريا:

ساکن آبهای شیرین است . سطح خارجی بدن را ردیفی ازسلولهای اپیدرمی می پوشاند که این ردیف اپیدرمی در سطح شکمی مژک دار می باشد . علاوه بر آن سلولهای ترشحی و مخاط ساز در بین سلولهای اپیدرمی مشاهده می شود . در دیواره بدن و در زر اپیدرم ماهیچه ها یحلقوی و طولی به ترتیب قرار گرفته اند . اندامهای داخلی توسط سلولهای پوششی پر شده است . بنابراین این گروه فاقد حفره عمومی می باشند . پلاناریا به طور عمده گوشتخوار بوده و مواد زائد خود را از طیق سلولهای شعله ای که در بین سلولعای پارانشیمی جای دارند به بیرون ترشح می کند. مبادلات گازهای تنفسی در این جانور صرفا از طریق سطح بدن انجام می گیرد.سیستم عصبی آنها دو قسمتی و دارای 2 نوار عصبی جانبی و عرضی است که منظره ای شبیه نردبان به خود می گیرد  و در انواع عالی تر آنها نورونهای حسی ، حرکتی و رابط نیز مشاهده می شود . تولید مثل در آنها به دو صورت جنسی و غیر جنسی امکان پذیر است و در ضمن قدرت ترمیم د رآنها بسیار بالا است . به طوری که اگر بدن آنها به قطعات کوچک تقسیم شود هر قطعه خود توانایی ترمیم و تبدیل به کرم جدید را دارد .

 

 

رده بادکشداران

رده بادکشداران یا کپلکها که انگلهای داخلی یا خارجی هستند، بدنشان از کوتیکول پوشیده شده است. فاقد قطعه یا بند هستند. این جانوران دارای بادکشها و قلابهایی برای چسبیدن به بدن میزبان هستند. دارای مرحله لاروی و بلوغ هستند و مرحله لاروی را معمولا در بدن یک نرم‌تن شکمپا به سر می‌برند. تعداد تخمهایی که تولید می‌کنند، فوق العاده زیاد است. فاسیولاهپاتیکا کرم معمولی کبد گوسفند) است که در مرحله بلوغ در مجاری صفراوی به سر می‌برد.

فاسیلولا هپاتیکا

فاسیلولا هپاتیکا کرم پهنی از دسته ترماتودهای است که باعث بیماریهای دیستوماتوز ، فساد کبدی، کپلک می شود که سابقا به آن Distomum hepaticum می گفتند. این انگل در داخل مجاري صفراوي كبد علفخواران و انسان زندگي مي كند .در گوسفند، گاو، سگ، خرگوش، فیل، میمون، الاغ، گوزن و بز کوهی دیده می شود. انسان میزبان اتفاقی این انگل است . اين كرم بيماري فاسيولوزيس يا كرم كپلك گوسفند را در انسان و علفخواران ايجاد مي كند.

مورفولوژي فاسيولا هپاتيكا
اين كرم پهن، برگي شكل ( leaf-like)، گوشتی و به ابعاد 3-2 سانتي متر طول و 3/1 تا 8/0 سانتي متنر عرض است. سر كرم باريك و مخروطي شكل و قسمت قدامي پهن و عريض است. در سطح پشتی شکمی پهن است. دو بادكش دهاني و بطني (acetabulum)دارد و درقسمت قدامي داراي مخروط راسي يا Cephalic cone است. بادکش شکمی سطحی است.كرم به رنگ خاكستري اس] قهوه اي است. در یک سوم طول کرم روزنه ورودی کانال لورر در فصل تخمگذاری ظاهر می شود. کوتیکول ، دارای فلسهای محکم ، زبر و ضخیم است و در حفاظت کرم نقش دارد.

دستگاه گوارش
دهان در بادکش شکمی قرار دارد و اتاق دهانی قیفی است . اندازۀ بادکش دهانی 1 و شکمی که نزدیک به آن است 1.6 میلیمتر است pharynx ، کوتاه، گرد و عضلانی است و مری کوتاه و باریک . روده دوشاخه و روده کور با تعداد زیاد سکوم یا دیورتیکول که در سمت خارجی بسیار منشعب هستند دیده می شود . تغذیه از خون و مواد داخل مجاری صفراوی (تا 8/1 میلیلیتر خون در روز) با مکش انجام میگیرد . دفع مواد زائد هم از طریق دهان است .
سیستم تنفسی ، عصبی و ترشحی
تنفس کرم بیهوازی از مسیر گلیکولیز است و سیستم ترشحی شامل سلولهای شعله ای ، توبولهای ترشحی، کانالهای ترشحی پشتی و شکمی و کانال ترشحی اصلی و منفذ ترشحی میباشد . سیستم عصبی شامل مرکزی (عقده های مغزی گردآمده بوسیله حلقه عصبی اطراف مری) ، سیستم محیطی ( سه طناب طولی پشتی ، شکمی و طرفی) و اندامهای حسی بیشتر دور بادکشها است .

 

 

 

رده نواریان

رده نواریان یا کرمهای نواری انگلهای داخلی می‌باشند که در روده مهره‌داران به سر می‌برند. این جانوران ، بدنی پهن و نواری شکل دارند و بدن آنها از قطعات زیاد یا بندهای کوتاه زیاد تشکیل یافته است. از کوتیکول پوشیده شده‌اند. اینها دهان و لوله گوارش ندارند و مواد غذایی) از دیواره بدنشان جذب می‌گردد. قسمت جلوی بدن یا سر آنها اسکولکس نام دارد. کرمهای کدو نام دیگر نواریان می‌باشد.

تنيا سوليوم:

 کرم کدو خوک و انسان یا تنیاسولیوم از زمانهای قدیم شناخته شده است. یک سر کوچک گره مانند یا اسکولکس دارد که در کناره‌های آن چهار مکنده یا بادکش و در نوک یا روستلوم آن دایره‌ای از قلابهای متعدد دیده می‌شود. گردن یا منطقه جوانه ، اسکولکس را به بدن متصل می‌سازد. بدن شامل رشته‌ای تا ۱۰۰۰ بند یا پروگلوتید می‌باشد.بادکشها و قلابها بکار چسبیدن اسکولکس به دیواره روده میزبان می‌آید و زنجیره پروگلوتیدها در حفره روده آزادانه قرار گرفته است. پروگلوتیدهای جدید در ناحیه گردن دائما بوسیله جوانه زدن پدید می‌آیند و با فشار پروگلوتیدهای دیگر به عقب رانده می‌شود. همچنان که پروگلوتیدها به عقب می‌روند، اندازه آنها افزایش یافته ، کامل‌تر شده بالاخره جدا می‌گردند

پروگلوتیدهر بند بدن کرم کدو را پروگلوتید نامند. در هر پروگلوتید ، عضلات ، پارانشیم و قسمتهایی از مجاری وازنشی که بوسیله یک مجرای عرضی به هم متصل است، تعداد زیادی سلولهای شعله‌ای و اعصاب موجود است. هنگامی که یک پروگلوتید از اسکولکس فاصله معینی پیدا می‌کند، مجموعه کاملی از اندامهای جنسی نر و ماده در آن پدیدار می‌شود. در پروگلوتید دستگاه گوارش ، جریان خون و تنفس وجود ندارد و دستگاه تناسلی برعکس رشد زیادی کرده است.

دستگاه عصبیدر اسکولکس دو حلقه عصبی وجود دارد که روی این دو حلقه مزبور چهار جفت گانگلیون عصبی واقع شده است. علاوه بر آن گانگلیون بزرگ قعری نیز در اسکولکس وجود دارد. در هر طرف بدن در امتداد و نزدیک لوله یک زوج رشته عصب طولانی موجود است که در ستاسر بدن وجود دارد.

اندامهای حسیدر این جانوران به علت دارا بودن زندگی انگلی اندامهای حسی موجود نیست. ولی رشته‌ها عصبی زیادی در زیر پوست و اسکولکس آنها وجود دارد.

 دستگاه تناسلیاین کرمها نر و ماده هستند و در هر قطعه بدن آنها هر دو دستگاه تناسلی نر و دستگاه تناسلی ماده وجود دارد. دستگاه تناسلی نر در قطعات نزدیک تر به گردن شروع به تشکیل شدن می‌نماید. ولی دستگاه تناسلی ماده در قطعات پایین تر بوجود می‌آید. بنابراین بیضه‌ها زودتر از تخمدانها تشکیل می‌شود. در بندهای میانی بدن ، هر دو دستگاه وجود دارد. به تدریج که به انتهای بدن نزدیک می‌گردد. در بندهای متوالی عمل لقاح انجام می‌شود و تخمها تشکیل می‌گردند. در بندهای آخر این دستگاه تناسلی از بین می‌رود و فقط آثاری از آنها باقی می‌ماند.

رشد تخم و چرخه زندگی کرم کدورشد و نمو یا سیر تکاملی تخمها در یک موقع شروع می‌شود و تا موقعی که پروگلوتیدهای رسیده از کرم جدا و از مدفوع میزبان به خارج دفع و سپس متلاشی می‌گردند، ادامه می‌یابد. پس از مدتی در هر یک از تخمهای پراکنده در روی زمین یک لارو شش قلابی بوجود آمده ، آنگاه تکامل تخمها متوقف می‌شوند. چنانچه خوکی این تخمها را بخورد، پوسته تخمها در روده خوک هضم شده و لاروها در خون یا عروق لنفی راه می‌یابند و از آنجا نیز به عضلات ارادی رفته و کیست پیدا می‌کنند.کیست بزرگ و پر از مایع می‌شود و از این پس آن را کرم مثانه‌ای یا سیستی سرکوس می‌نامند. داخل سیستی سرکوس اسکولکس با بادکشها و قلابهای آن بوجود می‌آید. ولی رشد و نمو صورت نمی‌گیرد. وقتی انسان گوشت خوک محتوی چنین کیستی را بطور خام یا کاملا نپخته بخورد، دیواره خارجی کیست گوارش یافته و اسکولکس به روده میزبان (انسان) می‌چسبد و بدین ترتیب کرم کدوی جدید شروع به تشکیل شدن می‌نماید. عفونتهای رویانی در انسان ، موجب ابتلا سیستم اعصاب مرکزی شده و عوارض شدید و وخیمی به بار می‌آورد.

علایم بالینیوجود لارو در عضلات و مغز و کبد که تقریبا دو ماه پس از خوردن تخم کرم ایجاد می‌شود ایجاد بیماری می‌کند که سیستی سرکوزیس نام دارد. اگر لارو در مغز باشد علایم عصبی از جمله صرع بروز می‌نماید. استقرار لارو در بطن چهارم مغز باعث بالا رفتن فشار داخل مغز و هیدروسفالی می‌شود که با علایم سر درد ،‌حالت تهوع و استفراغ و دو بینی همراه است

 

کرمهای لوله‌ای شکل

بدن آنها بدون تقسیم است. دارای بدنی باریک و استوانه‌ای ، همراه با کوتیکول مقاوم و یک لوله هاضمه کامل و دایمی می‌باشند. این جانوران در میان جانوران پریاخته از حیث تعداد بعد از حشرات شاید مقام دوم را داشته باشند. جنسهای نر و ماده آنها معمولا از هم جدا می‌باشند و جنس نر کوچک تر از ماده است. نمونه بارز کرمهای لوله‌ای ، اسكاريس می‌باشد

اسكاريس:

بدن این جانور از خارج به داخل شامل لایه های کوتیکول ،اپیدرمو لایه های عضلانی است .بین سلولهای اپیدرم دیواره عرضی وجود ندارد .لوله گوارشی در آنها شامل دهان ،حلق کوتاه و مکنده،مری کوتاه و راست روده است .این جانوردستگاه گوارس و تنفس ندارد و دستگاه دفعی آن شامل لوله های ترشحی و منافذ دفع ادرار است .دستگاه عصبی بسیار ساده و از یک حلقه عصبی دور مری و طنابهای عصبی پشتی و شکمی ساخته شده است .

تولید مثل و چرخه زندگی آسکاریس : آسکاریسهای نر و ماده در روده انسان زندگی می کنند .آسکاریس ماده در هر دوره حدود 200000 تخم می گذارد که همراه مدفوع از بدن میزبان دفع می شود .تابش مستقیم نور خورشید و دمای بالا برای تخمها مرگ آفرین است .تخمها در برابربعضی عوامل مانند کمبود اکسیژن مقاوم هستند و گاهی ممکن است مدت زیادی زنده بمانند .فقط وقتی فعال می شوند که از طریق عواملی مانند آبهای آلوده یا سبزیجات خوب شسته نشده وارد لوله گوارشی انسان گردند .وقتی تخمها در روده قرار گرفتند شکفته سده و نوزادان کوچکی از درونآنها خارج می گردد .این موزاد از دیواره روده عبور کرده و وارد جریان خون یا لنف شده و ممکن است از این طریق به قلب و ششها هم برسند.از دیگر اعضای این گروه می توان به کرم تریشین و کرمک اشاره کرد.

 

کرم حلقوی

بدن آنها مرکب از بسیاری قطعات حلقه‌ای شکل ، همانند و یا قطعه می‌باشد. داشتن قطعات مشابه ، معمولا هم در شکل خارجی و هم در ساختمان داخلی از قبیل عضلات ، اعصاب و اندامهای گردش خون ، وازنش و تولید مثل نمایان است. کرمهای حلقوی شامل رده کم تاران ، رده پرتاران و رده زالوها می‌باشد.
رده کم تاران کرم خاکی مثالی از این رده است. بدن این کرم استوانه‌ای دراز و بطور واضح در دو انتها نازک و باریک است. سر مشخص و متمایزی در حیوان وجود ندارد. بدن یک کرم بالغ به 80 تا 100 قطعه حلقه‌ای شکل تقسیم شده است. دهان کرم در حلقه اول است. روی حلقه‌های 31 تا 37 برآمدگی غده‌ای واضحی به نام کمربند تناسلی دیده می‌شود. در هر حلقه به جز اولی و آخری چهار جفت تار مو مانند کوچک (ابریشم) وجود دارد. تارها در موقعی که کرم در سوراخش قرار دارد و یا روی زمین حرکت می‌کند، مانند گیره یا میخ عمل می‌نماید.

كرم خاكي:

مشخصات خارجی بدن این کرم ، استوانه‌ای دراز و بطور واضح در دو انتها نازک و باریک است. سطح شکمی آن پهن و رنگ پریده‌تر از سطح پشتی است و سطح پشتی تیره است. سر مشخص و متمایزی در حیوان وجود ندارد. بدن یک کرم بالغ به 80 تا 100 قطعه حلقه‌ای شکل که بوسیله شیارهای عرض مجزا است، تقسیم شده است. دهان کرم در حلقه اول است و بوسیله یک قطعه گوشتی به نام پیش دهان آویزان می‌باشد. مخرج آن بیضی شکل و بطور عمودی در حلقه آخر قرار دارد. روی حلقه‌های 31 تا 37 برآمدگی غده‌ای واضحی به نام کمربند تناسلی دیده می‌شود. کمربند تناسلی ماده سازنده پیله را که محتوی تخم است ترشح می‌کند.

تارهای کرم خاکی در هر حلقه به جز اولی و آخری ، 4 جفت تار موی مانند کوچک وجود دارد که در سطح شکمی و جانبی مختصر برجستگی پیدا کرده است. هر تار عبارت است از یک میله کیتینی نوک تیزی است که در یک کیسه اپیدرمی مخصوص واقع در درون دیواره بدن جای گرفته است. تار می‌تواند بوسیله عضلات منقبض کننده در هر جهت حرکت کرده، امتداد یابد و یا عقب کشیده شود و تارها در موقعی که کرم در سوراخش قرار دارد و یا روی زمین حرکت می‌کند مانند گیره یا میخ عمل می‌نماید.

دیواره بدن قسمت خارجی کرم از یک کوتیکول شفاف و نازک پوشیده شده است.کوتیکول دارای خطوط عرضی نازکی است که یک منظره قوس و قزحی مختصری ایجاد می‌کند. در کوتیکول سوراخهایی در روی بسیاری از سلولهای حسی اپیدرم موجود است. اپیدرم روی یک غشای قاعده‌ای قراردارد و زیر غشای قاعده‌ای لایه نازکی از عضلات حلقوی و لایه ضخیم‌تری از عضلات طولی وجود دارد. سطح داخلی دیواره بدن از صفاق مستور است. شکل جانور در نتیجه خاصیت کشش دیواره بدن روی اندامها و مایعات درونی حفظ می‌شود

دستگاه گوارش

این دستگاه از قسمتهای زیر تشکیل می‌شود:

 دهان که دنباله آن حفره دهانی است. (در حلقه‌های 3 - 1)

حلق (در حلقه‌های 5 - 4) با غده‌های مخصوص چرب و نرم کردن و الیاف عضلانی در دیواره‌های خارجی.

مری باریک و مستقیم (در حلقه‌های 14 - 6) که بوسیله سه جفت غده‌های آهکی از پهلو اتصال دارد.

یک چینه‌دان بزرگ با دیواره نازک که در حقیقت یک پیشخانه برای ذخیره می‌باشد.

سنگدان (در حلقه‌های 18 - 17) با دیواره‌های عضلانی ضخیم و محکم که در داخل از کوتیکول مفروش است.

 روده که تا مخرج امتداد دارد.

دستگاه گردش خون خون در تمام قسمتهای بدن کرم جاری است و یک سیستم رگهای خونی بسته با مویرگها وجود دارد. پنج رگ اصلی ممتد در طول بدن و پنج جفت قلب در حلقه‌های 11 - 7 دیده می‌شود. از حلقه 12 به طرف عقب ، هر حلقه دارای رگهای بند بند زوج است که رگهای طولی را به اندامهای گوناگون مربوط می‌سازد.

دستگاه تنفس دستگاه تنفسی منظم در این کرمها موجود نیست. خون جاری اکسیژن را در مویرگهای نزدیک کوتیکول مرطوب در دیواره بدن ، دریافت کرده و CO2 پس می‌دهد. اکسیژن با هموگلوبین در پلاسما ترکیب شده به بافتهای مختلف حمل می‌شود.

دستگاه عصبی در بالای حلق (حلقه 3) یک جفت گانگلیونهای مغزی با مغز وجود دارد. دو رابط از پیرامون حلق به گانگلیونهای زیر مری دو قطعه‌ای کشیده می‌شود، به نام حلقه دور مری و از گانگلیونهای زیر مری طناب عصبی شکمی در طول کف حفره عمومی بدن تا حلقه مخرجی امتداد می‌یابد. چندین عصب نیز به پیش دهان و ناحیه دهانی متصل می‌گردد. طناب عصبی شکمی در هر حلقه دارای یک عقده بزرگ است و 3 جفت عصب جانبی از آن خارج می‌شود. طناب و عقده‌ها به صورت ساختمانهای جفت بوجود می‌آید، رشته اعصاب جانبی به عضلات ، سلولهای اپیدرمی ، نفریدیها ، کیسه‌های تار و سایر اندامها عصب می‌دهد.

دستگاه تولید مثل کرم خاکی تک جنسی است و در هر کرم اندامهای جنسی نر و ماده در قسمت شکمی جای دارد. کرمهای خاکی در بیشتر سال ، تولید مثل می‌کنند، ولی حداکثر فعالیت تکثیری آنها در هوای گرم و مرطوب است. جفتگیری در شب صورت گرفته. دو کرم خود را از سوراخ بیرون کشیده، سطح شکمی قدامی‌شان را نزدیک هم می‌آورند، بطوری که انتهای قدامی‌شان در دو جفت مخالف هم قرار دارد. در هر کرم یک جفت شیار اسپرمی تشکیل می‌شود که در طول آنها توده‌های اسپرم به منظور دخول در جایگاه اسپرمی دیگری عبور می‌کند. پس از این عمل ، کرمها از هم جدا می‌شوند. بنابراین عمل لقاح دو جانبه و متقابل است.

رابطه کرم خاکی با انسان کرمهای خاکی به عنوان طعمه در ماهیگیری مصرف عملی دارند. اثرات طویل‌المدت کرمهای خاکی در طبیعت جنبه‌های عملی مشخصی دارد. از آنجا که خاک را سوراخ می‌کنند اثرات قابل توجهی در حاصلخیزی خاک دارند.

 

رده پرتاران

رده پرتاران ، حلقویانی هستند که در طول سواحل فراوان هستند. دارای سر متمایز بوده و در هر حلقه یک جفت پانمای جانبی وجود دارد. جنسهای نر و ماده معمولا از هم مجزا هستند. نرئیس یا کرم صدفی نمونه این رده است. این کرم هنگام روز زیر سنگها یا در یک سوراخ موقتی در حالی که فقط سرش بیرون است، مخفی می‌شود. شب از پناهگاه بیرون آمده روی شن می‌خزد و به اطراف شنا می‌کند. در ناحیه سر 4 جفت شاخک پیش دهانی در پشت دارد. اینها اندامهای حسی جانورند. در یک طرف هر حلقه بدنی یک پانمای پهن وجود دارد. دارای دستگاه گردش خون هستند. پلاسمای خون قرمز و حاوی هموگلوبین محلول و گلبولهای بی‌رنگ است.


رده زالوها

زالوها کرمهای آبزی و یا گاهی خاکزی دارای عادات شکاری یا انگلی هستند و در آنها بادکشهای بزرگ انتهایی به منظور حرکت و چسبیدن وجود دارد. بدن زالو در حال بی‌حرکتی دراز یا تخم مرغی شکل است و اساسا از 34 حلقه که بوسیله عقده‌های عصبی مشخص است، تشکیل می‌شود. بدن از کوتیکول پوشیده شده است. دستگاه عضلانی زالو کامل و پر کار و قوی است. زالو هرمافرودیت است زالوها جانوران لاشه‌خوار ، شکاری یا انگلی بوده و گروهی دارای عادت خونخواری هستند. این نوع زالوی خونخوار توسط بادکش به میزبان چسبیده ، پوست آن را سوراخ و یک آنزیم ضد انعقاد به نام هیدرودین آزاد د و می‌کند. در یک وهله غذایی یک زالو می‌تواند چندین برابر وزن خود خون بخورد.

زالو:

 ● تنفس از طريق ديواره بدن صورت مي گيرد. به منظور تبادل گازي، حرکت نوساني در سراسر بدن برخي از زالوها مشاهده مي شود. زالوهاي آبي بيشتر تمايل دارند، در سطح آب حرکت کنند تا از اکسيژن سطح آب استفاده کنند.کاهش فشار اتمسفر منجر به کاهش اکسيژن محلول در آب مي شود، و در نتيجه زالوها به سطح آب مي آيند، تا کمبود اکسيژن خود را جبران کنند. در اين حالت تعداد زالوها، در سطح آب ۹۰درصد افزايش مي يابد. به وسيله اين نشانه مي توان وضعيت آب و هوايي را، به راحتي پيش بيني کرد.

● اندام هاي حسي در راس و سطح بدن زالو قرار دارند، و او را قادر مي سازند تا تغييرات شدت نور، دما و لرزش و تکان ها را احساس کند. گيرنده هاي موجود در سر، امکان حس کردن بو، را براي زالو فراهم مي کند. ممکن است، يک يا دو جفت چشم نيز در سر داشته باشند. تعداد چشم ها و ترتيب آنها در شناسايي نوع زالو موثر است. هرچند که شناسايي قطعي آنها نياز به تشريح کامل دارد. گون Rhyconbdellidas قادر به تغيير رنگ خود هستند. علت اين کار استتار نيست و هنوز دليل قطعي آن مشخص نشده است.

● توليد مثل زالوها، هرمافروديت هستند. يعني داراي هر دو اندام ج__ن__س__ی نر و ماده مي باشند. مانند کرمهاي خاکي داراي ناحيه اي از پوست ضخيم شده به نام clitellum هستند که تنها در دوره توليد مثل آشکار مي شود. Rhyneobdelld فاقد هرگونه آلت ج__ن__س__ی نرينگي هستند، ولي توليد مجموعه اي از اسپرم هاي نوک تيز مي کنند، که از طريق ديواره بدن با فشار وارد بدن شده و به محل تخمک گذاري مي رود. Clitellum يک مايع ژلاتيني بنام Cocoon ترشح مي کند که حاوي مواد مغذي است و تخم ها در آن جاي مي گيرند. پس از اين، زالو بدن خود را جمع و منقبض مي کند، تا از مايع لزج Cocoon جداشود. اگر Cocoon به سنگ يا برگ بچسبد به شکل يک توده ابري شکل خشک مي شود. پس از گذشت هفته ها يا ماهها، زالوهاي نوزاد بالغ مي شوند. زالوهاي بالغ پس از يک يا دو دوره توليد مثل مي ميرند .

● تغذيه بيشتر زالوها ، خون خوار هستند. آنها موجوداتي هستند که با مکشِ خون ميزبان خود تغذيه مي کننداگر ميزبان مورد نظر زالو در دسترس نباشد، آنها از ميزبان هاي ديگري استفاده مي کنند. بعضي از آنها از خون انسان و ساير پستانداران و برخي ديگر از خون ماهي، قورباغه، لاکپشت و پرندگان تغذيه مي کنند. بعضي از آنها هم از خون زالوهايي تغذيه مي کنند که پس از حمله کشته شده اند.

 


 

                             

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/10/16ساعت 23:24  توسط   | 

متازوا

شاخه ی اسفنجها Phylum Porifera                                     

مشخصات عمومی اسفنجها :
1-  از ابتدایی ترین جانوران چند سلولی هستند .
2-  به شکلهای گوناگون از جمله گلدانی ، استوانه ای ، فنجانی ، پنکه ای ، قارچی ،
نعلبکی شکل و یا غیره دیده می شوند .
3- اندازه ی آنها از چند میلیمتر تا حدود 2 متر گزارش شده است که به رنگهای زرد
، خاکستری ، قرمز ، نارنجی و غیره دیده می شوند .
4-اکثرا جمعی و در یازی هستند .
5- ممکن است تقارن شعاعی (Radial symmetry) داشته یا نداشته باشند .
6- بدن آنها از سه لایه اکتودرمی ، مزوگلیا و آندودرمی تشکیل یافته است .
7-اسکلت محافظتی به نام اسپیکول (Spicule) از جنسهای آهکی ، سیلیسی و یا
اسپونژین دارند .
8- دستگاه عصبی (Nervous system ) ندارند .
9- هضم در آنها درون سلولی است .
10-دستگاه دفعی وازنشی (Excretory system) و دستگاه تنفس در
آنها به روش انتشار صورت می گیرد .
11- بالغ به صورت ثابت ولی دارای لارو متحرک است .
12-تولید مثل غیر جنسی از طریق جوانه زدن ولی جنسی به وسیله ی
اسپرم و تخمک صورت می گیرد .

رده بندی اسفنجها :
بر حسب اسکلت ساختمانی شامل چهار رده به قرار زیرند :
1-اسفنجهای آهکی (Calcispongiae)
2-اسفنجهای شیشه ای (Hyalospongiae)
3-  اسفنجهای معمولی (Demospongiae)
4- اسفنجهای پروتئینی (Sclerospongiae)

فیزیولوژی اسفنجها :
همه ی اعمال حیاتی اسفنجها به جریان آبی بستگی دارد که از طریق سیستمی ساده یا
پیچیده به نام دستگاه شبکه ی آبی وارد اسفنج شده و از آن بیرون می رود . بر همین
اساس شبکه ی موجود در اسفنجها را به سه دسته به شرح زیر تقسیم کرده اند :
1-نوع آسکونوئید یا حفره ی تاژکدار(Ascon Type)
2-نوع سیکونوئید یا کانالهای تاژکدار(Sycon Type)
3-نوع لئوکونوئید یا سبد های لرزان(Leuconoid Type)

 

شاخه ی مرجانیان Phylum Coelenterata  

مرجانیان (Cnidaria) پست ترین جانورانی هستند که بافت های مشخص دارند.
مرجانها به طور منفرد یا دسته جمعی به سر می برند و بر دو نوع اند :
1- پولیپ (Polyp) که دارای بدن بدن لوله ای می باشد و یک انتهای آن
بسته و چسبیده است و در انتهای دیگر یک دهان مرکزی وجود دارد که معمولا
 اطراف آن را شاخک های نرم احاطه کرده است .
2-مدوز (Medusa) که به طور آزاد شنا می کند ، بدنش ژلاتینی و به شکل
چتر و از شاخکهایی حاشیه گذاری شده است و در برجستگی مرکزی سطح مقعر
 آن دهانی دیده می شود .

 صفات اختصاصی :
1-تقارن شعاعی در حول محور دهانی – مقابل دهانی (Oral-Aboral) ،
تقارن دو شعاعی در بعضی از آنتوزوآ ، سر و حلقه و بند وجود ندارد .
2-بدن از دو لایه ی سلولی ،یک اپیدرم خارجی(اکتودرم) و یک گاسترودرم
 (Gastrodermis) درونی (گاسترودرم درونی به منزله ی آندودرم است)
تشکیل شده و میان دو لایه ی مزبور به مقدار کم یا زیاد تیغه ی میانی یا
مزوگله (Mesoglea) وجود دارد ؛ نماتوسیستها (کپسول های نیش زننده) در
 یک یا هر دو لایه جای دارند .
3- اسکلت آهکی یا شاخی است و یا از هیچکدام نمی باشد . الیاف عضلانی در
 اپیتلیا (Epithelia- بافت پوششی) دیده می شود .
4-دهان از شاخکهای نرم احاطه شده و به یک حفره ی هاضمه ی کیسه مانند
 به نام اندرون (Enteron) متصل می گردد . اندرون ممکن است منشعب یا
به وسیله ی دیواره هایی تقسیم بندی شده باشد ؛ مقعد وجود ندارد .
5-خون و اندام های تنفسی و وازنش دیده نمی شود .
6- شبکه ی منتشری از سلول های عصبی در دیواره ی بدن که فاقد سیستم
عصبی مرکزی است ؛ بعضی از آنها دارای لکه های چشمی یا استاتوسیت
(Statocysts) می باشند .
7-تکثیر معمولا به وسیله ی تناوب تولید مثل انجام می گیرد ، یعنی با جوانه
 زدن غیر جنسی در مرحله ی چسبیده یا پولیپ و تکثیر جنسی به وسیله گامت
ها در مرحله ی آزاد یا مدوز ؛ یک جنسی یا دو جنسی ، بعضی دارای غدد
تناسلی ساده ولی بدون مجاری جنسی می باشند ؛ تقسیم هولوبلاستیک
(Holoblastic) است .
لارو ، پهن و مژکدار است و به نام پلانولا (Planula) نامیده می شود .

 اندازه :
پولیپ های هیدروئید انفرادی معمولا میکروسکوپی هستند ، ولی درازای کلنی
های گونه های مختلف از چند میلیمتر تا 2 متر می رسد . قطر عروس های دریایی
یا مدوزهای رده ی سیفوزوآ از دوازده میلیمتر تا 2 متر است ، بزرگترین آنها
سیانه آ آرکتیکا (Cyanea arctica) دارای شاخکهایی به طول تا 10 متر است

اصل و منشا تشکیلات مرجانی

درباره اصل و منشا تشکیلات مرجانی ، تئوریهای مختلفی وجود دارد. داروین ، چنین استنباط کرد که رشته ابتدا روی یک ساحل شیبدار به وجود آمده پس از فرو رفتن ساحل در آب به یک رشته ساحلی تبدیل می‌شود و هنگامی که خشکی کاملا در آب فرو می‌رود. به صورت یک آتول در می‌آید. "تئوری دالی" فرض می‌کند که پس رفتن (عقب رفتن) آب در عصر یخبندان و به وجود آمدن پوششهای بزرگ یخ ، دریا را تا حدود 65 متر از سطح فعلی پایینتر برد.پس زمینهای برجسته‌ای در نتیجه تاثیر امواج بریده و جدا شد. بعدا با افزایش درجه حرارت مرجانها شروع به رشد و نمو ساختمان کردند و به موازات ذوب شدن یخها به تدریج در سطح دریاها ، بالا آمدند. تشکیلات مرجانی فعلی سالیانه از 200 - 5 میلیمتر ، رشد می‌کنند، از این قرار ، تمام تشکیلات مرجانی موجود تقریبا در ظرف ده هزار تا 30 هزار سال ، رشد و تکامل یافته‌اند.

رده آنتوزوآ

آنتوزوآ ، پلیپهای دریایی به شکل گل هستند و به اندازه‌های کوچک یا بزرگ یافت می‌شوند. بافت و تریکب آنها نسبتا محکم است و به علت وضع مری و دیواره‌های داخلی آن به تقارن دو شعاعی ، تمایل دارند. همگی به شکل پولیپ هستند که معمولا بر روی تخته سنگها ثابت می‌باشند و هیچ نوع تغییر محل نمی‌دهند. گاهی جدا و منفرد زندگی می‌کنند ولی غالبا کلنی‌های بزرگ درست می‌کنند. این جانوران در آبهای گرم سطحی فراوان هستند ولی بعضی در آنها در دریاهای قطبی ساکن هستند و گونه‌های مختلف از خطوط جزر و مد تا اعماق 5300 متری یافت می‌شوند.معمولا سلولهای جنسی نر و ماده در بدن افراد مختلف بوجود می‌آیند و در عده‌ای عمل لقاح در حفره گوارش ماده صورت می‌گیرد و مراحل اولیه نمو در این حفره‌ها ، آغاز میشود. از حفره مزبور لاروی به نام پلانو خارج می‌شود و رویان از این به بعد به حالت مجتمع به سر می‌برند، شروع به جوانه ‌زدن می‌کند . بنابرین در اثر جوانه زدن به وجود می‌آید و افراد کلنی بوسیله لوله باریکی به هم مربوط می‌شوند، این رده شامل شقایق دریایی ، مرجان و ... است.

دو نمونه از مرجانها

مرجان شاخ گوزنی

در شرایط مناسب این مرجان شاخه‌ای شکل می‌تواند در هر سال 10 سانتیمتر (10 اینچ) رشد کند که سریعترین رشد بین گونه‌های این جانور است . مرجانهای شاخ گوزنی در آبهای کم عمق زندگی می‌کنند و نوک شاخهای آنها در مسیر جریان موجها قرار می‌گیرند . این مرجان هم مثل دیگر مرجانهای شاخه‌ای شکل ٬ دو گونه پولیپ دارد . یکی بخش اصلی هر شاخه را تشکیل می‌دهد و دیگری به عنوان شاخه‌ کوچک از کنار شاخه‌ کوچک درمی‌آید.

مرجان مغزی شکل

بیشتر مرجانها از تعداد خیلی زیادی پولیپهای جدا از هم تشکیل می‌شوند. هر کدام از این پولیپها حلقه‌ای از شاخکهای مخصوص خود دارند. پولیپهای این مرجانها به شکل خطوط مارپیچ بلند به همدیگر متصل شده‌اند. هر چند که هر پولیپ مرجان مغزی شکل دهان مخصوص خود دارد اما شاخکهای و پولیپ کناری او مشترک است. مرجانهای مغزی شکل به آهستگی رشد می‌کنند و می‌توانند در مقابل امواج کوبنده مقاومت کنند.

 

 

رده هيدرزوا

هيدر hydra يك موجود آبزي است كه زندگي خود را از راه شكار موجودات آبزي ديگر ميگذراند. اين جانور خيلي راحت به عنوان يك گياه در نظرمان شناخته ميشود زيرا ظاهرش همانند يك كاكتوس كوچك است

 

 

رنگ سبز هيدر ناشي از جلبك هاي همزيستي است كه در بافت هاي هيدر به سر ميبرند.هيدر كيسه گوارش يك طرفه اي دارد و شبكه اي از تارهاي عصبي در بدنش گسترش يافته و سراسر بدن هيدر را در بر ميگيرند.هيدر كيسه گوارش يك طرفه اي دارد و شبكه اي از تارهاي عصبي در بدنش گسترش يافته و سراسر بدن هيدر را در بر ميگيرند.ديواره بدن هيدر شامل دو لايه مشخص است . یک لایه خارجی اپیدرمیس epidemis ، یک لایۀ داخلی گاسترودرمیس gastrodermis ،و يك لايه نازك غير سلولي به نام مزوگله mesoglea بین آنها است از ويژگيهاي هيدر و ساير مرجانها داشتن اندام گزنده اي به نام نماتوسيست nematocyst است . نماتوسيست nematocyst كپسول كوچكي از مواد شبه كتيني است كه در ان يك رشته مارپيچي نخي شكل وجود دارد كه در مواقع خطر اين رشته به بيرون از كپسول رها ميشود.

 

 

هيدر به كمك اندامهاي نماتوسيست nematocyst خود، شكارش را فلج كرده و به سمت حفره دهاني هدايت ميكندغذا پس از ورود به حفره دهاني هضم ميشود و ضايعات غذايي دوباره از حفره دهاني به بيرون ريخته ميشودهيدر قادر است هم از طريق جنسي و هم از طريق غير جنسي تكثير پيدا كند.

 

 

به طور معمول هيد توسط جوانه زدن يا تكثير غير جنسي تكثير مي يابد. جوانه ها به شكل برجستگي روي بدن ظاهر شده و به تريج كشيده شده و دهان و بازوهايي بر روي ان ظاهر ميشودوقتي تغذيه خوب باشد ممكن است دو يا سه جفت جوانه در بدن هيدر ديده شود.

اوبليا:

زیستگاه اصلی : ساکن اقیانوس های جهان است.
وضعیت بدنی: شکل ساقه مانند این جانور که گویی بازوها یا شاخه هایی از آن روییده است انسان را به یاد شقایق های دریایی می اندازد. اوبلیاها دارای شبکه ای از اعصاب هستند اما فاقد مغز می باشند.
وضعیت زندگی: این موجودات که در رده هیدروزوآ قرار دارند، روی جلبک ها و نیز بسترهای سخت کرانه تحت جزر و مدي رشد می کنند. ابلیاها غالبا تا عمق 200 متری يافت ميشوند. آنها در آبگيرهاي صخره اي جزر و مدي و در پايين ترين سطح جريانهاي آبي بهاره رشد مي يابند.
تولید مثل: زندگی " ابلیا Obelia " دارای دو مرحله غیر جنسی یا پلیپی و جنسی یا مدوسی ( مدوزی ) است. در مرحله اول یعنی تكثير غير جنسي كلني پوليپ، اوبليا به شکلی آویخته به سطح بستر می چسبد. در اين كلني بالغ، هم " هيدرانت هاي hydranths " اختصاصي به نام " گاستروزوئيد gastrozooid " وجود دارند كه بنا بر قرار گرفتن در وضعيت تغذيه اي بهتر، ميتوانند گسترش يافته يا به شکل متمركز يافت شوند و هم " گونوزوئيدها gonozooids " يا پوليپهاي توليد مثلي قرار دارند كه در بر گيرنده جوانه هاي مدوسا هستند. هیدرانت های دیگری هم وجود دارند که صرفا" وظیفه دفاع از کلنی بر عهده آنهاست. در نهایت کل مجموعه و بدنه اصلی گروه از بافت نرمی تشکیل شده است که خود، مجموعه ای از هیدروئیده یا جانوران مرجانی است و توسط پوشش سختی که غالب مرجان ها را احاطه کرده است محافظت می شود.و اما مرحله دوم تكثير ابليا يا تكثير جنسي آن با آزاد شدن " مدوسی medusae " از گونوزوئيدها آغاز مي شود. مدوسی ها شکلی همانند ژله ماهیان دارند. تشخیص جنسی مدوسی نر از ماده جز با مشاهده داخلی غدد جنسی شان که محتوی تخم یا اسپرم است، امکان پذیر نیست . همانطور که اشاره شد، مدوسی ها به طريق جنسي تكثير مي يابند به اين صورت كه اسپرم و تخمك را آزاد ساخته و پس از لقاح، توليد تخم يا " زیگوت Zygote " ميكنند كه بعد به " بلاستولا blastula " تبديل ميشود. مرحله بعدی، زندگی لاروی است. این لارو های شناور مودار " پلانولا planula " نام دارند. پلانولاها مدتی را به شکل آزاد و شناور در آب زندگی می کنند تا اینکه سرانجام خودشان را به سطحی ثابت و سخت بچسبانند و مرحله اول تکثیرشان یعنی تکثیر غیر جنسی را آغاز کنند.

رده سيفوزوا

اورليا:

زیستگاه اصلی: اقیانوس های آرام ، اطلس و منجمد شمالی و جنوبی. نیز در آب های کالیفرنیا، ژاپن ، استرالیا، نیوزیلند ( زلاند نو )، دریای سیاه، کرواتی، اندونزی، سواحل شرقی ایالات متحده و سواحل اروپا یافت می شود.

وضعیت بدنی: از مشخصه های بارز عروس دریایی ، بدن شفافش است. قطر بخش دایره مانند بدن ژله ماهی بالغ ممکن است در نهایت به 40 سانتیمتر برسد. بدن مدوسایی و ستاره مانند عروس دریایی بیشتر شبیه یک زنگ است که از زیر بخش بشقاب شکل آن، یک مجرای لوله ای کوتاه معروف به " منیوبریوم manubrium " آویزان است که دهان در نوک آن و درست در مرکز بدن عروس دریایی قرار دارد. چهار " بازوی دهانی oral arm " در اطراف دهان ژله ماهی وجود دارد. نیز 4 غده جنسی نعل مانند در بخش مرکزی بدن بشقابي شکل و ژلاتینی عروس دریایی دیده می شود که ممکن است رنگی از صورتی تا قرمز و آبی داشته باشند. بر دیواره سطح زیرین بدن این جانور، بازوان بیشمار کوتاهی به چشم می خورند.

وضعیت زندگی: این کیسه تنان عموما" در مناطق ساحلی یافت می شوند و بخصوص در آمریکای شمالی و اروپا شناخته شده ترند.

تولید مثل: ژله ماهیان همانند خیلی از کیسه تنان، دو مرحله جنسی و غیر جنسی در زندگی خود دارند. همانطور که اشاره کردیم 4 غده جنسی در زیر بخش چتر مانند بدن عروس های دریایی وجود دارد که این غدد را از بیرون بدنشان نیز می توان به وضوح مشاهده کرد. هر ژله ماهی یا دارای غدد جنسی نر است و یا ماده یعنی یا دارای تخم است و یا اسپرم. زمانی که اسپرم در غدد جنسی نر به تکامل می رسد، آزاد می گردد به این شکل که ابتدا وارد معده ژله ماهی شده و سپس از طریق دهانش وارد دریا می شود. آنگاه به سمت دهان ژله ماهی ماده حرکت می کند. سپس وارد بازوی دهانی اش شده، در آنجا تخم های جدا شده از غدد جنسی ماده را که راهی بازوی دهانی ماده شده اند، بارور می کند. تخم ها موفتا" در حفره ای امن در بازوی دهانی می مانند تا مراحل رشد را سپری کنند، به مرحله لاروی برسند و وارد دریا شوند. در برخی از انواع ژله ماهیان نیز اسپرم و تخم هر دو در دریا رها می شوند و سپس تخم ها بارور شده و لقاح صورت می پذیرد. لارو کوچک موداری که بوجود می آید، شباهتی به ژله ماهیان ندارد و به آن " پلانولا "Planula می گویند. پلانولا قادر به شنای آزاد است اما دوره شنایش کوتاه است و تنها بین چند ساعت تا چند روز طول می کشد. لارو کوچک، صرفا" در این دوره در جستجوی مکان مناسبی مثل یک صخره است که بتواند به آن بچسبد و ثابت بماند. در این مرحله است که او به سرعت رشد کرده و به یک پولیپ تبدیل می شود. این مرحله زندگی غیر جنسی اورلیا است. زندگی پولیپی اورلیا ممکن است سالها به طول انجامد که در این مدت از موجودات کوچک آبی تغذیه می کند. در این دوره از زندگی، دهان و بازوان پولیپ رو به سمت بالا دارند. هر پولیپی که از یک پلانولا بوجود آمده، خود قادر است پولیپ های دیگری بوجود بیاورد. این تکثیر دقیقا" مشابه رشد شاخه های یک درخت است.
در مرحله دوم یعنی زندگی غیر جنسی، شیارهایی بر بدنه پولیپ ظاهر می شوند که به مرور عمیق تر می گردند. سرانجام بقدری این شیارها عمیق می شوند که برش هایی در بدنه پولیپ ایجاد کرده و آن را به چند قسمت مجزا تبدیل می کنند. در نهایت توده هایی بشقاب شکل باقی می مانند که انسان را به یاد مشتی سکه می اندازند. هر کدام از این موجودات سکه مانند، بچه ژله ماهیانی هستند که اینک می توانند زندگی خود را به شکل یک مدوسای شناور آغاز کنند. این مدوساها شکلی مانند چتر دارند و بخاطر شکلشان به آنها " زنگ bell " می گویند. بازوان این مدوساهای کوچک از اطراف بدن زنگ شکلشان آویزان است. این همان شکلی است که عموما" به نام ژله ماهی Jellyfish ( عروس دریایی ) می شناسیم.

هضم و جذب غذا در عروس دريايي

همانطور كه ميدانيم عروس دريايي jellyfish جانوري شكارچي يا گوشتخوار است . و طعمه غذايي خود را به صورت فعال يا غير فعال شكار مي كند و به داخل حفره گوارش خود انتقال ميدهد. بسته به گونه عروس دريايي و نيز توانايي شناگري ان تفاوتهايي در رفتار تغذيه اي و شكارگري اين موجود ديده ميشود.
دهان كه در زير بدن زنگوله اي عروس دريايي قرار دارد مجرايي است كه از طريق آن شكار به داخل لوله گوارشيgastovascular cavity هدايت شده و در نقطه مقابل نيز ضايعات بدن و نيز مدفوع عروس دريايي كه همان پس مانده مواد غذايي در داخل لوله گوارشي و نيز مواد دفعي سلولي عروس دريايي است نهايتا از طريق دهان به خارج هدايت ميشود .معده  كه همان لوله گوارشي ان است سبب هضم مواد غذايي ميشود. هضم در عروس دريايي در واقع در دو قسمت انجام ميشود . هضم برون سلولي كه در كيسه يا لوله گوراشي صورت ميگيرد و هضم داخل سلولي كه با فاگوسيتوز در واكوئلهاي غذايي انجام ميشود.اب اكسي‍ژن دار وارد مجراي گوارشي عروس دريايي شده و در داخل ان از طريق مجاري شعايي موجود اكسيژن را به بافتهاي عروس دريايي ميرساند.و دي اكسيد كربن بافتها وارد آب شده و تبادل گازي مطلوب صورت گرفته و به خارج انتقال مي يابد.ضايعات مايع از بافتها به لوله گوارشي هدايت و از ان به خارج از بدن فرستاده ميشود .غذايي كه وارد لوله گوارشي عروس دريايي ميشود تحت تاثير آنزيمهاي گوارشي مترشحه از سلولهاي ترشحي به مولكولهاي ساده تر و عناصر مغذي تبديل ميشوند كه اين مرحله هضم برو ن سلولي را تشكيل ميدهد. و مواد مغذي حاصل شده پس از هضم ، از طريق مجاري شعائي كه در طول بدن عروس دريايي منشعب شده اند ،جذب شده و به بافتهاي مختلف بدن هدايت ميشوند .در رابطه با مژك دار يا تاژك دار بودن سلولهاي لوله گوارشي د رمنابع در دسترس مطلبي به چشم نخورد و با توجه به نوع كاركرد اين مجرا براي هضم مواد غذايي و نيز ترشح آنزيمهاي گوارشي از غدد ترشحي ان به نظر نميرسد سلولهاي اين لوله واجد مژك يا تاژك باشد.
پس مانده هاي مواد غذايي كه غير قابل جذب هستند نيز از طريق دهان به خارج هدايت ميشوند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/10/15ساعت 21:21  توسط   | 

پروتزا

مژکداران Phylum Ciliata  

 

مژکداران گروه جالب توجه و بزرگی هستند که اقسام آن از نظر شکل ، گوناگونی زیاد دارند . این تک
سلولی ها در زیستگاه های آب شیرین و شور به سر می برند . مژکداران از نظر ساختاری ، پیچیدگی زیادی دارند و در میان پروتوزوئرها ، تخصص یافته تر از بقیه به شمار می آیند . بیشتر آنها زندگی آزاد دارند ، اما اقسام انگل و هم سفره هم در میان آنها یافت می شود . معمولا منزوی و متحرک اند ، اما برخی ثابت هستند و پاره ای نیز به صورت کلونی زندگی می کنند . گوناگونی شکل و اندازه میان آنها زیاد است . در مجموع ، از بقیه ی پروتوزوئرها درشت ترند ، ولی اندازه ی آنها بین  10 تا 20 میلی میکرون تا 3 میلی متر است . همه ی آنها مژک هایی دارند که به صورت منظم و هماهنگ موج می زنند . درضمن ، آرایش مژک ها گوناگون است و برخی هم در حالت بلوغ مژک هایشان را از دست می دهند .
مشخصات عمومی مژه داران :
1-    بدنی پوشیده از مژه با تقسیم کار محدود دارند .
2-    سیتوپلاسم آنها دارای دو نوع هسته ، یکی بزرگ ، رویشی چند n کروموزومی (ماکرونوکلئوس) و
دیگری کوچک ، زایشی 2n کروموزومی (میکرونوکلئوس) است.
3-    دارای دهلیز دهانی ، دهان ، حلق و واکوئل های گوارشی است .
4-    تولید مثل به هر دو روش غیر جنسی و جنسی (الحاق و خود باروری) صورت می گیرد .
بیشتر مژکداران هولوزوئیک (تغذیه به سبک جانوران یا آلی) هستند . اغلب این جانداران یک دهان
Cytostome) دارند که در بعضی فقط یک دهانه است و در بقیه به گلو یا شیاری مژک دار متصل است . دهان در بعضی توسط خارهایی برای بلعیدن شکارهای بزرگ تقویت شده است و در برخی – مانند پارامسی – ذرات غذایی از طریق به جریان در آوردن آب توسط مژک ها ، به سوی دهان رانده می شود .
مژک ها :
مژک ها کوتاهند و معمولا در طول سلول یا ردیف های مورب آرایش یافته اند . مژک ها ممکن است سطح سلول را بپوشانند یا آنکه به ناحیه ی دهانی یا به نوارهای ویژه محدود شوند . در بعضی از شکلها ، مژک ها به صورت ورقه ای جوش خورده اند که غشای «نوسان دار» نامیده می شود . گاهی نیز قطعات ، غشای کوچکتری را تشکیل می دهند که برای راندن غذا به درون گلو (Cytopharynx) به کار می آید . در شکل های دیگر ممکن است مژک های به هم جوش خورده کاکل مانندهای محکمی را تشکیل دهند که سیری (Cirri) نام دارد و اغلب برای خزیدن به کمک مژک ها به کارمی آید

Vorticellid ciliate

 

 

Stentors ciliates

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/08/20ساعت 1:42  توسط   | 

 هاگ داران

هاگداران انگل چرخه زندگی پیچیده‌ای دارند. این چرخه شامل مراحل تشکیل هاگ است. یک هاگدار تک سلولی می‌تواند تقسیم چند تایی بیابد و بطور همزمان تعدادی سلول کوچکتر حاصل آورد. هر کدام از سلولهای حاصل هاگی است که یک هسته دارد که و پس از آنکه چنین سلولی به عنوان انگل بالغ در بدن یک میزبات مستقر شد، چند هسته‌ای می‌شود و خود را برای انجام تقسیم چند تایی دیگری آماده می‌سازد. پلاسمودیوم معروف‌ترین هاگداران است و گونه‌های مختلف آن در پستانداران و پرندگان ایجاد بیماری مالاریا می‌کنند.

بيماري‌ مالاريا:
    مالاريا يكي‌ از مشكلات‌ عمده‌بهداشتي‌ جهان‌ و از موانع‌ مهم‌ توسعه‌اقتصادي‌ و اجتماعي‌ بوده‌ و خسارتهاي‌جبران‌ناپذير اقتصادي‌ و انساني‌ برجوامع‌ تحميل‌ مي‌كند. تقريبا نيمي‌ ازجمعيت‌ جهان‌ در بيش‌ از يك‌ صدكشور در معرض‌ اين‌ بيماري‌ بوده‌ وساليانه‌ حدود 400 تا 500 ميليون‌ نفربه‌ اين‌ بيماري‌ مبتلا و حدود 2 تا 3ميليون‌ نفر جان‌ خود را از دست‌مي‌دهند و هر ثانيه‌ ده‌ بيمار مالاريايي‌جديد به‌ بيماران‌ اضافه‌ مي‌شود كه‌بيشتر در قاره‌ افريقا و جنوب‌ صحرااتفاق‌ مي‌افتد

   عوامل‌ بيماري‌زايي‌ :

الف‌ - عامل‌ زنده‌ بيماريزا:مالارياي‌ انساني‌ به‌ وسيله‌ چهار نوع‌انگل‌ به‌ وجود مي‌آيد كه‌ عبارتند از:پلاسموديم‌ ويواكس‌، پلاسموديم‌فالسيپارم‌ (خطرناكترين‌ نوع‌)،پلاسموديم‌ مالاريه‌، پلاسموديم‌ اووال‌(كمياب‌ترين‌ نوع‌ كه‌ مخصوص‌كشورهاي‌ آفريقايي‌ است‌).
    ب‌ - چرخه‌ زندگي‌ انگل‌:
    انگل‌هاي‌ مالاريا دو چرخه‌ تكاملي‌را مي‌گذرانند: 1 - چرخه‌ انساني‌(غيرجنسي‌) 2 - چرخه‌ پشه‌اي‌(جنسي‌).
    چرخه‌ غيرجنسي‌ (شيزوگوني‌):از هنگامي‌ آغاز مي‌شود كه‌ پشه‌ آلوده‌شخصي‌ را نيش‌ بزند و اسپروزوئيت‌ رابه‌ او تلقيح‌ نمايد كه‌ اين‌ مرحله‌ حدودا2 هفته‌ طول‌ مي‌كشد.
    چرخه‌ جنسي‌ (اسپوروگوني‌): از هنگامي‌ آغاز مي‌گردد كه‌گامتوسيت‌ها به‌ وسيله‌ پشه‌ ناقل‌ به‌هنگام‌ تغذيه‌ از يك‌ فرد آلوده‌ خورده‌مي‌شوند و پس‌ از تغيير شكل‌ از جدارمعده‌ عبور كرده‌ به‌ شكل‌اسپوروزوئيت‌ درآمده‌ و به‌ مجراي‌بزاقي‌ پشه‌ مي‌روند و پس‌ ازخونخواري‌ مجدد از انسان‌اسپوروزوئيت‌ وارد جريان‌ خون‌مي‌شود كه‌ اين‌ مرحله‌ نيز حدودا دوهفته‌ طول‌ مي‌كشد

 plasmodium coccidia

 

plasmodium falciparum

 

plasmodium malaria

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/08/20ساعت 1:27  توسط   | 

پروتزا

 سارکودینا (آمیب ها)   Sub Phylum Sarcodina

1-    در شکل بالغ پاهای کاذب سیتوپلاسمی دارند .
2-    آبزی ، در آبهای شیرین یا شور و در خاکهای مرطوب به سر می برند و با خزیدن در آب
حرکت می کنند .
3-    با تاژکداران ارتباط ژنتیکی دارند ، چرا که تاژکداران در مرحله ای خاص از چرخه ی
زندگی به شکل آمیب در می آیند و تاژک خود را از دست می دهند .
4-    بدون تقارن یا تقارن کروی دارند .
5-    بدون پوشش درونی یا بیرونی بوده و یا واجد آن هستند .
6-    بدون تشکیل هاگ و بدون عمل الحاق (Conjugation) هستند .
زیر شاخه ی سارکودینا در بر گیرنده ی دو فوق رده بر اساس نوع پاهای کاذب است که
عبارت اند از :
1-    ریشه پایان (Rhizopoda) 2- محور پایان (Actinopoda) .
ریشه پایان در برگیرنده ی سه رده به نام های :
1-    لوبوپودا (Lobopoda) ،2- رشته پایان (Filopoda) و3- شبکه پایان
(Reticulopoda) است .
درحالیکه محور پایان شامل رده های : 1- شعاعیان (Radiolaria) و 2- خورشیدی ها
(Heliozoa) است .
تغذیه در سارکودینا :
آمیب ها اندامهای حسی یا اندامهای ویژه ای برای دیدن ، شنیدن ، مزه کردن ، بو کردن و غیره
ندارند ، اما به راحتی می توانند غذا را از دیگر مواد تشخیص بدهند . آنها قادرند گیاه و جانور
را از هم تشخیص داده و علاقه مندی خود را به یک نوع غذا نشان دهند . آمیب اندام ویژه ای
برای گرفتن غذا ندارد ، اما قادر است این کار را در هر نقطه از سطح بدنش انجام دهد ، برای
این کار از پاهای کاذب و به طرق مختلف استفاده می کند . حلقه زدن (Circumvalation) ،
بلع محیطی (Circumfluence) ، فرورفتگی (Invagination) ، نوشیدن سلولی
(Pinocytosis) ، هضم و جذب (Digestion and assimilation) .
لایه ی واکوئل غذایی تشکیل شده در درون سلول از بین می رود و سلول با ترشح آنزیمهای
گوارشی ابتدا غذا را تبدیل به مایع و سپس جذب می کند . آنزیمها ابتدا غذا را با لیزوزومها
اسیدی ، سپس به وسیله ی آمیلاز قلیایی و آن را جذب می کنند .
دفع در سارکودینا :
غذای هضم نشده به تدریج به طرف عقب و سمت چپ کشیده می شود و چون منفذی وجود
ندارد ، با ایجاد یک دهانه ی موقتی براثر فرورفتگی دراکتوپلاسم آن را به خارج دفع می کند .
تولید مثل در سارکودینا :
تولید مثل در سارکودینا به دو روش غیر جنسی و جنسی صورت می گیرد.
روش غیر جنسی به دو صورت تقسیم دوتایی و چند تایی صورت می گیرد . در تقسیم دو تایی
ابتدا هسته ، سپس جسم پایه و به دنبال آن تقسیم طولی سیتوپلاسم صورت می گیرد . در تقسیم
چند تایی که در دو حالت کیستی و بدون کیستی صورت می گیرد ابتدا هسته به طور متوالی
به روش میتوز تقسیم شده و به دنبال آن با تقسیم سیتوپلاسم هر قطعه از آن یک هسته را احاطه
می کند و بدین وسیله تعداد زیادی سلول دختر به وجود می آید ، سلول های دختر با از بین
رفتن غشای سلول اصلی آزاد می شوند .
حرکت یا نقل مکان :
حرکت آمیب به وسیله تشکیل موقتی زواید انگشت مانند به نام پاهای کاذب (Pseudopodia)
است که از هر جای جسم سلولی اش می تواند حرکت کند . این قسم حرکت نامنظم را حرکت
آمیبی شکل گویند .

خورشيدي ها

 

ريشه پايان

 

شعاعيان

 

روزن داران

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/08/20ساعت 0:56  توسط   | 

× پروتزا ×

شاخه پروتوزوآ (جانوران تک سلولي)

يک پروتوزوئر با يک سلول از جانور متازوئر قابل مقايسه و تطبيق است . ولي از نظر عمل و وظيفه يک موجود زنده (Organism) کاملي است و داراي توازن وتعادل فيزيولوژيکي است و تمام اعمال ضروري زندگي يک جانور را انجام مي دهد . بعضي از پروتوزوئرها از لحاظ ساختمان بسيار ساده و بعضي ديگر پيچيده و داراي «اندام هاي سلولي – cell organs يا Organelles» هستند . اندام هاي سلولي به کار اعمال حياتي خاص مي خورند و از نظر عمل شبيه به دستگاههاي جانوران پرياخته مي باشند . بسياري از پروتوزوئرها زندگي مستقل دارند و يا به طور آزاد شنا مي کنند ، درحاليکه بعضي بي حرکت وبعضي هر دو صورت را دارا مي باشند و کلني هايي (Colonies) تشکيل مي دهند . بقيه در روي يا داخل بعضي از گونه هاي گياهان و تمام انواع جانوران از پروتوزوئرها تا انسان زندگي مي کنند . بسياري از پروتوزوئرها براي جانوران بسيار کوچک ديگر به منزله غذا مي باشند .بعضي ديگر در تصفيه آب هايي که به وسيله صافي ها انجام مي شود و بسترهاي فاضلابها مفيدند  ولي گونه هاي بيماري زا از قبيل عوامل اسهال خوني آميبي ، مالاريا و بيماري خواب آفريقايي به منزله ي تازيانه اي براي نوع بشر مي باشند .شاخه پروتوزوآ (تک یاختگان) در کنار دو شاخه جانوران و گیاهان شاخه ای مستقل از موجودات زنده به شمار می روند که از حدود 20 تا 25 هزار نوع تک یاخته تشکیل یافته اند. تک یاختگان در تمام نقاط زمین پراکنده بوده و با محیطهای مختلف سازش یافته اند. این موجودات به فراوانی درمناطقی یافت می شوند که 90% آب وجود داشته باشد مانند : دریاها. اقیانوس ها. کف دریاها و آب های شیرین. از نظر پیچیدگی های ساختاری بسیار جالب هستند.

حرکت در این موجودات 5 نوع می باشند که عبارتند از : 1- حرکت بوسیله پای کاذب (تبدیل شدن آندوپلاسم به اکتوپلاسم یا تبدیل شدن اکتوپلاسم به اندوپلاسم) مانند : آمیب ها 2- حرکت بوسیله تاژک مانند : اوگلنا 3- حرکت بوسیله مژک مانند : پولورونما 4- حرکت میونمی یا دوده ای یا کرمی شکل مانند : اسیلاتوریا 5- حرکت لغزشی مانند : پینولاریا

به طور كلي شامل : 1- آمیبی ها 2(sarcodina) - تاژک داران(mastigophora) 3- مژک داران(ciliphora) 4- هاگ داران(api complex) 5- اوپالیناتا(opelinata)

واکوئلهای دفعی و گوارشی بسیاری از تک‌یاختگان دارای حفره‌ا‌ی جهت دفع آب و بعضی مواد زاید هستند به نام واکوئل دفعی یا انقباضی که به تناوب منقبض شده و محتویات آبگون خود را به بیرون می‌ریزد. در مژکداران خروج محتویات این واکوئل از سوراخ خاص موجود در پلیکل صورت می‌گیرد. واکوئلهای انقباضی معمولا تک‌یاختگان آب شیرین که سیتوپلاسم آنها نسبت به محیط آبی اطراف هیپرتونیک است دیده می‌شوند و در بعضی از گونه‌های دریایی نیز دیده شده‌اند. در تک‌یاختگانی که تغذیه جانوری دارند حفرات یا واکوئلهایی دیده می‌شوند به نام واکوئلهای گوارشی یا غذایی که ذرات غذایی در آنها معلق‌اند. این واکوئلها همراه با جریان سیتوپلاسمی یا سیلکوز در داخل سیتوپلاسم جابجا می‌شوند. در اکثر مژکداران هولوزوئیک ، واکوئلهای گوارشی در انتهای کانال یا معبری به نام حلق یاخته‌ای قرار دارند. قبل از حلق ، دهان یاخته‌ای وجود دارد که در مژکداران عالی فضایی به نام فضای پیش دهانی قبل از آن دیده می‌شود. ضربان مژه‌های موجود در این فضای پیش دهانی موجب جریان یافتن آب همراه با ذرات غذایی به داخل دهان ، حلق یاخته‌ای و سپس واکوئلهای گوارشی می‌شود.

هسته در تک‌یاختگان بسیار متنوع‌اند، هسته به شکلها و اندازه‌ها و با ساختارهای مختلف دیده می‌شود. بیشتر تک‌یاختگان یک هسته دارند در حالی که بعضی از آنها ممکن است در تمام یا بخشی از زندگی خود بیش از یک هسته داشته باشند. در مژکداران دو نوع هسته وجود دارد: یکی هسته بزرگ (پلی‌پلوئیدی) به تعداد یک عدد و به شکلهای مختلف و دیگری هسته کوچک (دیپلوئیدی و در ارتباط با فعالیتهای تولید مثلی) که تعداد آن در یک یاخته ممکن است از یک تا 80 عدد تغییر کند.

 سیتوپلاسم سیتوپلاسم در اکثر تک‌یاختگان به دو بخش بیرونی (اکتودرم) و درونی (آندوپلاسم) متمایز می‌شود. اکتوپلاسم در ریشه‌پایان شفاف ، یکنواخت ، بدون دانه و ژله مانند است در حالی که آندوپلاسم دانه‌دار و آبگون است.تغییر حالت ژله‌ای اکتوپلاسم به حالت آبگونه‌ای آندوپلاسم و بالعکس در ایجاد پاهای کاذب برای برای حرکت آمیبی موثر است در مژکداران ، اکتوپلاسم بخش دایمی و مشخص و حاوی اندامکهای گوناگون است.

 ماستیگوفورا(تاژکداران)

اگرچه بعضی از از تاژکداران می توانند پای کاذب تشکیل دهند ، اما وسیله اصلی حرکت آنها ، چند تاژک است . بعضی از پروتوزوئرهای بسیار ابتدایی را در این زیر شاخه می توان یافت . گروه شامل فیتو فلاژله ها (رده فیتو ماستیگوفورا) است که معمولا کلروفیل دارند و گیاه مانندند . زئو فلاژله ها (رده زئو ماستیگوفورا) که کلروفیل ندارند ، هولوزوئیک یا ساپروزوئیک اند ، پس به جانوران می مانند .
فیتو فلاژله ها : این جانداران معمولا یک یا دو (وگاهی چهار) تاژک و کلروپلاست دارند که محتوی رنگدانه های لازم برای غذا سازی است . آنها بیشتر ، زندگی آزاد دارند و اقسام آشنایی چون اوگلنا ، کلامیدوموناس ، پارامسی ، ولوکس و دینو فلاژله (دو تاژکی ها ) را شامل می شوند .
زئو فلاژله ها : همه ی تاژکداران جانوری بدون رنگند ، کلروپلاست ندارند و به روش هولوزوئیک وساپروزوئیک تغذیه می کنند . بیشتر آنها هم زندگی همزیستی دارند . برخی از مهمترین پروتوزوئر های انگل جزء این گروهند .تاژکداران دارای دو فرم کیست و تروفوزوئیت اند که در فرم تروفوزئیت دارای بدنی گلابی شکل (بادکنکی) و یک جفت هسته ی یکسان و یک شکل و تعدادی تاژک (8 عدد یا 4 جفت) و دارای یک صفحه ی مکنده برای چسبیدن به مخاط روده ی انسان هستند لازم به تذکر است که این انگل در روده ی باریک زندگی می کند .فرم کیست آن بیضی شکل و دارای تعدادی هسته و خرده های تاژک و غشایی شفاف در اطراف سلول دیده می شود هسته ها یک شکل هستند. این کیست همراه آب و مواد غذایی و دست های آلوده وارد بدن می شود کودکان بیشتر آلوده می شوند علائم بیماری بیشتر به صورت اختلالات گوارشی و اسهال  می باشد تشخیص آن از طریق مدفوع است بیشتر در نمونه مدفوع کیست دیده می شوند

حال به تشريح اوگلنا (مثالي از فیتو فلاژله ها ) مي  پردازيم :

اوگلنا: نمونه ای از یک تکیاخته گیاه مانند است و از جمله تاژکدارانیست که در مباحث جانورشناسی مقدماتی زیاد مورد مطالعه قرار می گیرد. زیستگاه این تک سلولی نهرها و برکه های آب شیرینیست که گیاه فراوان دارد. این تک سلولی دارای بدنی دوکی شکل می باشد. طول بدن در آنها معمولا 60 میکرون است اما اقسام کوچکتر و بزرگتر هم در بین آن وجود دارد به طور مثال طول بدن اوگلنا اکسی یوریس به 500 میکرون هم می رسد. درست در زیر پوسته خارجی اوگلناها نوارهای پروتئینی و ریزلوله هایی قرار گرفته اند . بخشی مخزن مانند یک تاژک واقع در جلوی بدن خرج می شود. تاژک دیگری که کوتاهتر است نیز در درون همان مخزن قرار دارد. در قاعده هر تاژک یک کنیتوزوم وجود دارد، یک واکوئل ضرباندار هم به مخزن مربوط است. کله سیاه استیگما ظاهرا در برابر نور واکنش می دهد. تعدادی کلروپلاست در درون سیتوپلاسم وجود دارد و رنگ سبز جاندار را سبب می شود. اجسام پارامیسون به شکل های مختلف در بدن جاندار وجود دارد که منبع ذخیره توده های نشاسته ای و غذایی است. تغذیه اوگلنا اتوتروفی است اما اگر این جانور در تاریکی بماند سابوزوئیکی می شود و موادغذایی را از سطح بدن جذب می کند. اوگلنا به روش دو تا شدن تکثیر میابد و در شرایط نامناسب تشکیل کیست می دهد.

اوگلناژیاردیا

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/08/20ساعت 0:37  توسط   | 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/07/12ساعت 19:58  توسط   |