شاخه ی شانه داران Phylum Ctenophora
شانه داران تقریبا از 80 گونه جانور شنا کننده آزاد با بدنهای شفاف ژلاتینی تشکیل
می گردد که اینها را غالبا «لرزانکهای شانه ای» می نامند ، زیرا در بدنشان
صفحات شانه ای شکل وجود دارد . شانه داران به ستاره های دریایی کمی شبیه اند
و قبلا با مرجانیان طبقه بندی می شدند ، ولی به علت داشتن خصوصیات
ساختمانی و بیولوژیکی در شاخه ی جداگانه ای جای می گیرند.
صفات اختصاصی :
1- دارای تقارن دو شعاعی (شعاعی + دوطرفی) ، روی یک محور دهانی -
مقابل دهانی می باشند ، دارای سه لایه ی رویشی با مزوگله(Mesoglea)
زیادند ، حلقه یا بند وجود ندارد .
2-بدن کم و بیش کروی است (در بعضی پهن است) ، معمولا دارای هشت
ردیف صفحه ی شانه ای در خارج می باشند .نماتوسیست (Nematocyst)
موجود نیست.
3- دستگاه گوارش دارای دهان ، حلق ، معده و مجاری منشعب است .
4- دستگاه عصبی منتشر است و در آن یک اندام حسی مقابل دهانی وجوددارد .
5- جنس های نر و ماده یکی می باشند و سلول های مولد از آندودرم
مجاری گوارشی واقع در زیر صفحات شانه ای تشکیل می شوند ، رشد و
نمو (سیر تکاملی) مستقیم است ، تکامل غیر جنسی و تناوب نسل وجود ندارد .
شباهت شانه داران با مرجان ها :
1- تقارن شعاعی دارند .
2- قسمت های بدن روی محور دهانی و مقابل دهانی قرار دارند .
3-دارای یک حفره ی معدی – عروقی و شاخه های آن می باشند .
4- مزوگله ژلاتینی دارند .
5- به استثنای دستگاه گوارش ، فضاهای درونی وجود ندارد .
6- به جز دستگاه گوارش دستگاه های دیگری موجود نیست .
اختلاف شانه داران با مرجان ها :
1- هشت ردیف صفحه ی شانه ای دارند .
2-عضلات مزانشیمی یا مزودرمی موجود است .
3- دستگاه گوارش حاوی تشکیلات عالیتری است .
4- یک ناحیه ی حسی مقابل دهانی دارند .
5-نماتوسیست موجود نیست .
كرم ها
جانوران که در آغاز قرن نوزدهم انجام گرفت، تمام جانورانی که دارای بدنی دراز و فاقد ضمائم واضح بودند به کرمها موسوم شدند. کرمها به یونانی Helmenthes و به لاتین Vermes نام دارند. این جانوران به علت داشتن یک انتهای قدامی یا سر که دارای اندامهای حسی است و به قصد برخورد و روبروشدن با محیط بطرف جلو حرکت میکند و یک انتهای خلفی یا دم ، با اسفنجها ، مرجانها و شانهداران اختلاف و تمایز دارند.این جانوران میتوانند روی سطح شکمی که رو به پایین و در برابر زمین واقع است گردش کنند و یا بیحرکت بمانند. کرمها تقارن دو جانبی دارند. عدهای از آنها زندگی آزاد داشته و محل زندگیشان متفاوت است و عدهای دیگر زندگی انگلی دارند و در بدن گیاهان ، جانوران و حتی انسان به سر میبرند و اغلب مولد امراض خطرناکی برای آنها هستند.
کرمهای پهن
پستترین کرمها ، کرمهای پهن یا پلات هلمنتها میباشند که بدنهای نازک و نرم دارند. عده کمی از آنها آزادند و بیشتر آنها به حالت انگل هستند. این کرمها از 3 رده تورکیان ، بادکشداران ، و نواریان تشکیل شدهاند.
رده تورکیان رده تورکیان یا کرمهای پهن آزادانه اکثرا در آب شیرین یا شور و یا جاهای مرطوب به سر میبرند. پلانارینها جز این رده هستند، که در آبهای سرد و دایمی به کندهها و تیرهای معلق در آب آویزانند و از نور فراری هستند. این کرمها هرمافرودیت هستند، یعنی هر دو دستگاه نر و ماده را دارا هستند. بدنشان فاقد کوتیکول است
پلاناريا:
ساکن آبهای شیرین است . سطح خارجی بدن را ردیفی ازسلولهای اپیدرمی می پوشاند که این ردیف اپیدرمی در سطح شکمی مژک دار می باشد . علاوه بر آن سلولهای ترشحی و مخاط ساز در بین سلولهای اپیدرمی مشاهده می شود . در دیواره بدن و در زر اپیدرم ماهیچه ها یحلقوی و طولی به ترتیب قرار گرفته اند . اندامهای داخلی توسط سلولهای پوششی پر شده است . بنابراین این گروه فاقد حفره عمومی می باشند . پلاناریا به طور عمده گوشتخوار بوده و مواد زائد خود را از طیق سلولهای شعله ای که در بین سلولعای پارانشیمی جای دارند به بیرون ترشح می کند. مبادلات گازهای تنفسی در این جانور صرفا از طریق سطح بدن انجام می گیرد.سیستم عصبی آنها دو قسمتی و دارای 2 نوار عصبی جانبی و عرضی است که منظره ای شبیه نردبان به خود می گیرد و در انواع عالی تر آنها نورونهای حسی ، حرکتی و رابط نیز مشاهده می شود . تولید مثل در آنها به دو صورت جنسی و غیر جنسی امکان پذیر است و در ضمن قدرت ترمیم د رآنها بسیار بالا است . به طوری که اگر بدن آنها به قطعات کوچک تقسیم شود هر قطعه خود توانایی ترمیم و تبدیل به کرم جدید را دارد .


رده بادکشداران
رده بادکشداران یا کپلکها که انگلهای داخلی یا خارجی هستند، بدنشان از کوتیکول پوشیده شده است. فاقد قطعه یا بند هستند. این جانوران دارای بادکشها و قلابهایی برای چسبیدن به بدن میزبان هستند. دارای مرحله لاروی و بلوغ هستند و مرحله لاروی را معمولا در بدن یک نرمتن شکمپا به سر میبرند. تعداد تخمهایی که تولید میکنند، فوق العاده زیاد است. فاسیولاهپاتیکا کرم معمولی کبد گوسفند) است که در مرحله بلوغ در مجاری صفراوی به سر میبرد.
فاسیلولا هپاتیکا
فاسیلولا هپاتیکا کرم پهنی از دسته ترماتودهای است که باعث بیماریهای دیستوماتوز ، فساد کبدی، کپلک می شود که سابقا به آن Distomum hepaticum می گفتند. این انگل در داخل مجاري صفراوي كبد علفخواران و انسان زندگي مي كند .در گوسفند، گاو، سگ، خرگوش، فیل، میمون، الاغ، گوزن و بز کوهی دیده می شود. انسان میزبان اتفاقی این انگل است . اين كرم بيماري فاسيولوزيس يا كرم كپلك گوسفند را در انسان و علفخواران ايجاد مي كند.
مورفولوژي فاسيولا هپاتيكا
اين كرم پهن، برگي شكل ( leaf-like)، گوشتی و به ابعاد 3-2 سانتي متر طول و 3/1 تا 8/0 سانتي متنر عرض است. سر كرم باريك و مخروطي شكل و قسمت قدامي پهن و عريض است. در سطح پشتی شکمی پهن است. دو بادكش دهاني و بطني (acetabulum)دارد و درقسمت قدامي داراي مخروط راسي يا Cephalic cone است. بادکش شکمی سطحی است.كرم به رنگ خاكستري اس] قهوه اي است. در یک سوم طول کرم روزنه ورودی کانال لورر در فصل تخمگذاری ظاهر می شود. کوتیکول ، دارای فلسهای محکم ، زبر و ضخیم است و در حفاظت کرم نقش دارد.
دستگاه گوارش
دهان در بادکش شکمی قرار دارد و اتاق دهانی قیفی است . اندازۀ بادکش دهانی 1 و شکمی که نزدیک به آن است 1.6 میلیمتر است pharynx ، کوتاه، گرد و عضلانی است و مری کوتاه و باریک . روده دوشاخه و روده کور با تعداد زیاد سکوم یا دیورتیکول که در سمت خارجی بسیار منشعب هستند دیده می شود . تغذیه از خون و مواد داخل مجاری صفراوی (تا 8/1 میلیلیتر خون در روز) با مکش انجام میگیرد . دفع مواد زائد هم از طریق دهان است .
سیستم تنفسی ، عصبی و ترشحی
تنفس کرم بیهوازی از مسیر گلیکولیز است و سیستم ترشحی شامل سلولهای شعله ای ، توبولهای ترشحی، کانالهای ترشحی پشتی و شکمی و کانال ترشحی اصلی و منفذ ترشحی میباشد . سیستم عصبی شامل مرکزی (عقده های مغزی گردآمده بوسیله حلقه عصبی اطراف مری) ، سیستم محیطی ( سه طناب طولی پشتی ، شکمی و طرفی) و اندامهای حسی بیشتر دور بادکشها است .


رده نواریان
رده نواریان یا کرمهای نواری انگلهای داخلی میباشند که در روده مهرهداران به سر میبرند. این جانوران ، بدنی پهن و نواری شکل دارند و بدن آنها از قطعات زیاد یا بندهای کوتاه زیاد تشکیل یافته است. از کوتیکول پوشیده شدهاند. اینها دهان و لوله گوارش ندارند و مواد غذایی) از دیواره بدنشان جذب میگردد. قسمت جلوی بدن یا سر آنها اسکولکس نام دارد. کرمهای کدو نام دیگر نواریان میباشد.
تنيا سوليوم:
کرم کدو خوک و انسان یا تنیاسولیوم از زمانهای قدیم شناخته شده است. یک سر کوچک گره مانند یا اسکولکس دارد که در کنارههای آن چهار مکنده یا بادکش و در نوک یا روستلوم آن دایرهای از قلابهای متعدد دیده میشود. گردن یا منطقه جوانه ، اسکولکس را به بدن متصل میسازد. بدن شامل رشتهای تا ۱۰۰۰ بند یا پروگلوتید میباشد.بادکشها و قلابها بکار چسبیدن اسکولکس به دیواره روده میزبان میآید و زنجیره پروگلوتیدها در حفره روده آزادانه قرار گرفته است. پروگلوتیدهای جدید در ناحیه گردن دائما بوسیله جوانه زدن پدید میآیند و با فشار پروگلوتیدهای دیگر به عقب رانده میشود. همچنان که پروگلوتیدها به عقب میروند، اندازه آنها افزایش یافته ، کاملتر شده بالاخره جدا میگردند

پروگلوتیدهر بند بدن کرم کدو را پروگلوتید نامند. در هر پروگلوتید ، عضلات ، پارانشیم و قسمتهایی از مجاری وازنشی که بوسیله یک مجرای عرضی به هم متصل است، تعداد زیادی سلولهای شعلهای و اعصاب موجود است. هنگامی که یک پروگلوتید از اسکولکس فاصله معینی پیدا میکند، مجموعه کاملی از اندامهای جنسی نر و ماده در آن پدیدار میشود. در پروگلوتید دستگاه گوارش ، جریان خون و تنفس وجود ندارد و دستگاه تناسلی برعکس رشد زیادی کرده است.
دستگاه عصبیدر اسکولکس دو حلقه عصبی وجود دارد که روی این دو حلقه مزبور چهار جفت گانگلیون عصبی واقع شده است. علاوه بر آن گانگلیون بزرگ قعری نیز در اسکولکس وجود دارد. در هر طرف بدن در امتداد و نزدیک لوله یک زوج رشته عصب طولانی موجود است که در ستاسر بدن وجود دارد.
اندامهای حسیدر این جانوران به علت دارا بودن زندگی انگلی اندامهای حسی موجود نیست. ولی رشتهها عصبی زیادی در زیر پوست و اسکولکس آنها وجود دارد.
دستگاه تناسلیاین کرمها نر و ماده هستند و در هر قطعه بدن آنها هر دو دستگاه تناسلی نر و دستگاه تناسلی ماده وجود دارد. دستگاه تناسلی نر در قطعات نزدیک تر به گردن شروع به تشکیل شدن مینماید. ولی دستگاه تناسلی ماده در قطعات پایین تر بوجود میآید. بنابراین بیضهها زودتر از تخمدانها تشکیل میشود. در بندهای میانی بدن ، هر دو دستگاه وجود دارد. به تدریج که به انتهای بدن نزدیک میگردد. در بندهای متوالی عمل لقاح انجام میشود و تخمها تشکیل میگردند. در بندهای آخر این دستگاه تناسلی از بین میرود و فقط آثاری از آنها باقی میماند.
رشد تخم و چرخه زندگی کرم کدورشد و نمو یا سیر تکاملی تخمها در یک موقع شروع میشود و تا موقعی که پروگلوتیدهای رسیده از کرم جدا و از مدفوع میزبان به خارج دفع و سپس متلاشی میگردند، ادامه مییابد. پس از مدتی در هر یک از تخمهای پراکنده در روی زمین یک لارو شش قلابی بوجود آمده ، آنگاه تکامل تخمها متوقف میشوند. چنانچه خوکی این تخمها را بخورد، پوسته تخمها در روده خوک هضم شده و لاروها در خون یا عروق لنفی راه مییابند و از آنجا نیز به عضلات ارادی رفته و کیست پیدا میکنند.کیست بزرگ و پر از مایع میشود و از این پس آن را کرم مثانهای یا سیستی سرکوس مینامند. داخل سیستی سرکوس اسکولکس با بادکشها و قلابهای آن بوجود میآید. ولی رشد و نمو صورت نمیگیرد. وقتی انسان گوشت خوک محتوی چنین کیستی را بطور خام یا کاملا نپخته بخورد، دیواره خارجی کیست گوارش یافته و اسکولکس به روده میزبان (انسان) میچسبد و بدین ترتیب کرم کدوی جدید شروع به تشکیل شدن مینماید. عفونتهای رویانی در انسان ، موجب ابتلا سیستم اعصاب مرکزی شده و عوارض شدید و وخیمی به بار میآورد.
علایم بالینیوجود لارو در عضلات و مغز و کبد که تقریبا دو ماه پس از خوردن تخم کرم ایجاد میشود ایجاد بیماری میکند که سیستی سرکوزیس نام دارد. اگر لارو در مغز باشد علایم عصبی از جمله صرع بروز مینماید. استقرار لارو در بطن چهارم مغز باعث بالا رفتن فشار داخل مغز و هیدروسفالی میشود که با علایم سر درد ،حالت تهوع و استفراغ و دو بینی همراه است

کرمهای لولهای شکل
بدن آنها بدون تقسیم است. دارای بدنی باریک و استوانهای ، همراه با کوتیکول مقاوم و یک لوله هاضمه کامل و دایمی میباشند. این جانوران در میان جانوران پریاخته از حیث تعداد بعد از حشرات شاید مقام دوم را داشته باشند. جنسهای نر و ماده آنها معمولا از هم جدا میباشند و جنس نر کوچک تر از ماده است. نمونه بارز کرمهای لولهای ، اسكاريس میباشد
اسكاريس:
بدن این جانور از خارج به داخل شامل لایه های کوتیکول ،اپیدرمو لایه های عضلانی است .بین سلولهای اپیدرم دیواره عرضی وجود ندارد .لوله گوارشی در آنها شامل دهان ،حلق کوتاه و مکنده،مری کوتاه و راست روده است .این جانوردستگاه گوارس و تنفس ندارد و دستگاه دفعی آن شامل لوله های ترشحی و منافذ دفع ادرار است .دستگاه عصبی بسیار ساده و از یک حلقه عصبی دور مری و طنابهای عصبی پشتی و شکمی ساخته شده است .
تولید مثل و چرخه زندگی آسکاریس : آسکاریسهای نر و ماده در روده انسان زندگی می کنند .آسکاریس ماده در هر دوره حدود 200000 تخم می گذارد که همراه مدفوع از بدن میزبان دفع می شود .تابش مستقیم نور خورشید و دمای بالا برای تخمها مرگ آفرین است .تخمها در برابربعضی عوامل مانند کمبود اکسیژن مقاوم هستند و گاهی ممکن است مدت زیادی زنده بمانند .فقط وقتی فعال می شوند که از طریق عواملی مانند آبهای آلوده یا سبزیجات خوب شسته نشده وارد لوله گوارشی انسان گردند .وقتی تخمها در روده قرار گرفتند شکفته سده و نوزادان کوچکی از درونآنها خارج می گردد .این موزاد از دیواره روده عبور کرده و وارد جریان خون یا لنف شده و ممکن است از این طریق به قلب و ششها هم برسند.از دیگر اعضای این گروه می توان به کرم تریشین و کرمک اشاره کرد.

کرم حلقوی
بدن آنها مرکب از بسیاری قطعات حلقهای شکل ، همانند و یا قطعه میباشد. داشتن قطعات مشابه ، معمولا هم در شکل خارجی و هم در ساختمان داخلی از قبیل عضلات ، اعصاب و اندامهای گردش خون ، وازنش و تولید مثل نمایان است. کرمهای حلقوی شامل رده کم تاران ، رده پرتاران و رده زالوها میباشد.
رده کم تاران کرم خاکی مثالی از این رده است. بدن این کرم استوانهای دراز و بطور واضح در دو انتها نازک و باریک است. سر مشخص و متمایزی در حیوان وجود ندارد. بدن یک کرم بالغ به 80 تا 100 قطعه حلقهای شکل تقسیم شده است. دهان کرم در حلقه اول است. روی حلقههای 31 تا 37 برآمدگی غدهای واضحی به نام کمربند تناسلی دیده میشود. در هر حلقه به جز اولی و آخری چهار جفت تار مو مانند کوچک (ابریشم) وجود دارد. تارها در موقعی که کرم در سوراخش قرار دارد و یا روی زمین حرکت میکند، مانند گیره یا میخ عمل مینماید.
كرم خاكي:
مشخصات خارجی بدن این کرم ، استوانهای دراز و بطور واضح در دو انتها نازک و باریک است. سطح شکمی آن پهن و رنگ پریدهتر از سطح پشتی است و سطح پشتی تیره است. سر مشخص و متمایزی در حیوان وجود ندارد. بدن یک کرم بالغ به 80 تا 100 قطعه حلقهای شکل که بوسیله شیارهای عرض مجزا است، تقسیم شده است. دهان کرم در حلقه اول است و بوسیله یک قطعه گوشتی به نام پیش دهان آویزان میباشد. مخرج آن بیضی شکل و بطور عمودی در حلقه آخر قرار دارد. روی حلقههای 31 تا 37 برآمدگی غدهای واضحی به نام کمربند تناسلی دیده میشود. کمربند تناسلی ماده سازنده پیله را که محتوی تخم است ترشح میکند.

تارهای کرم خاکی در هر حلقه به جز اولی و آخری ، 4 جفت تار موی مانند کوچک وجود دارد که در سطح شکمی و جانبی مختصر برجستگی پیدا کرده است. هر تار عبارت است از یک میله کیتینی نوک تیزی است که در یک کیسه اپیدرمی مخصوص واقع در درون دیواره بدن جای گرفته است. تار میتواند بوسیله عضلات منقبض کننده در هر جهت حرکت کرده، امتداد یابد و یا عقب کشیده شود و تارها در موقعی که کرم در سوراخش قرار دارد و یا روی زمین حرکت میکند مانند گیره یا میخ عمل مینماید.
دیواره بدن قسمت خارجی کرم از یک کوتیکول شفاف و نازک پوشیده شده است.کوتیکول دارای خطوط عرضی نازکی است که یک منظره قوس و قزحی مختصری ایجاد میکند. در کوتیکول سوراخهایی در روی بسیاری از سلولهای حسی اپیدرم موجود است. اپیدرم روی یک غشای قاعدهای قراردارد و زیر غشای قاعدهای لایه نازکی از عضلات حلقوی و لایه ضخیمتری از عضلات طولی وجود دارد. سطح داخلی دیواره بدن از صفاق مستور است. شکل جانور در نتیجه خاصیت کشش دیواره بدن روی اندامها و مایعات درونی حفظ میشود
دستگاه گوارش
این دستگاه از قسمتهای زیر تشکیل میشود:
دهان که دنباله آن حفره دهانی است. (در حلقههای 3 - 1)
حلق (در حلقههای 5 - 4) با غدههای مخصوص چرب و نرم کردن و الیاف عضلانی در دیوارههای خارجی.
مری باریک و مستقیم (در حلقههای 14 - 6) که بوسیله سه جفت غدههای آهکی از پهلو اتصال دارد.
یک چینهدان بزرگ با دیواره نازک که در حقیقت یک پیشخانه برای ذخیره میباشد.
سنگدان (در حلقههای 18 - 17) با دیوارههای عضلانی ضخیم و محکم که در داخل از کوتیکول مفروش است.
روده که تا مخرج امتداد دارد.

دستگاه گردش خون خون در تمام قسمتهای بدن کرم جاری است و یک سیستم رگهای خونی بسته با مویرگها وجود دارد. پنج رگ اصلی ممتد در طول بدن و پنج جفت قلب در حلقههای 11 - 7 دیده میشود. از حلقه 12 به طرف عقب ، هر حلقه دارای رگهای بند بند زوج است که رگهای طولی را به اندامهای گوناگون مربوط میسازد.
دستگاه تنفس دستگاه تنفسی منظم در این کرمها موجود نیست. خون جاری اکسیژن را در مویرگهای نزدیک کوتیکول مرطوب در دیواره بدن ، دریافت کرده و CO2 پس میدهد. اکسیژن با هموگلوبین در پلاسما ترکیب شده به بافتهای مختلف حمل میشود.
دستگاه عصبی در بالای حلق (حلقه 3) یک جفت گانگلیونهای مغزی با مغز وجود دارد. دو رابط از پیرامون حلق به گانگلیونهای زیر مری دو قطعهای کشیده میشود، به نام حلقه دور مری و از گانگلیونهای زیر مری طناب عصبی شکمی در طول کف حفره عمومی بدن تا حلقه مخرجی امتداد مییابد. چندین عصب نیز به پیش دهان و ناحیه دهانی متصل میگردد. طناب عصبی شکمی در هر حلقه دارای یک عقده بزرگ است و 3 جفت عصب جانبی از آن خارج میشود. طناب و عقدهها به صورت ساختمانهای جفت بوجود میآید، رشته اعصاب جانبی به عضلات ، سلولهای اپیدرمی ، نفریدیها ، کیسههای تار و سایر اندامها عصب میدهد.
دستگاه تولید مثل کرم خاکی تک جنسی است و در هر کرم اندامهای جنسی نر و ماده در قسمت شکمی جای دارد. کرمهای خاکی در بیشتر سال ، تولید مثل میکنند، ولی حداکثر فعالیت تکثیری آنها در هوای گرم و مرطوب است. جفتگیری در شب صورت گرفته. دو کرم خود را از سوراخ بیرون کشیده، سطح شکمی قدامیشان را نزدیک هم میآورند، بطوری که انتهای قدامیشان در دو جفت مخالف هم قرار دارد. در هر کرم یک جفت شیار اسپرمی تشکیل میشود که در طول آنها تودههای اسپرم به منظور دخول در جایگاه اسپرمی دیگری عبور میکند. پس از این عمل ، کرمها از هم جدا میشوند. بنابراین عمل لقاح دو جانبه و متقابل است.

رابطه کرم خاکی با انسان کرمهای خاکی به عنوان طعمه در ماهیگیری مصرف عملی دارند. اثرات طویلالمدت کرمهای خاکی در طبیعت جنبههای عملی مشخصی دارد. از آنجا که خاک را سوراخ میکنند اثرات قابل توجهی در حاصلخیزی خاک دارند.
رده پرتاران
رده پرتاران ، حلقویانی هستند که در طول سواحل فراوان هستند. دارای سر متمایز بوده و در هر حلقه یک جفت پانمای جانبی وجود دارد. جنسهای نر و ماده معمولا از هم مجزا هستند. نرئیس یا کرم صدفی نمونه این رده است. این کرم هنگام روز زیر سنگها یا در یک سوراخ موقتی در حالی که فقط سرش بیرون است، مخفی میشود. شب از پناهگاه بیرون آمده روی شن میخزد و به اطراف شنا میکند. در ناحیه سر 4 جفت شاخک پیش دهانی در پشت دارد. اینها اندامهای حسی جانورند. در یک طرف هر حلقه بدنی یک پانمای پهن وجود دارد. دارای دستگاه گردش خون هستند. پلاسمای خون قرمز و حاوی هموگلوبین محلول و گلبولهای بیرنگ است.
رده زالوها
زالوها کرمهای آبزی و یا گاهی خاکزی دارای عادات شکاری یا انگلی هستند و در آنها بادکشهای بزرگ انتهایی به منظور حرکت و چسبیدن وجود دارد. بدن زالو در حال بیحرکتی دراز یا تخم مرغی شکل است و اساسا از 34 حلقه که بوسیله عقدههای عصبی مشخص است، تشکیل میشود. بدن از کوتیکول پوشیده شده است. دستگاه عضلانی زالو کامل و پر کار و قوی است. زالو هرمافرودیت است زالوها جانوران لاشهخوار ، شکاری یا انگلی بوده و گروهی دارای عادت خونخواری هستند. این نوع زالوی خونخوار توسط بادکش به میزبان چسبیده ، پوست آن را سوراخ و یک آنزیم ضد انعقاد به نام هیدرودین آزاد د و میکند. در یک وهله غذایی یک زالو میتواند چندین برابر وزن خود خون بخورد.
زالو:
● تنفس از طريق ديواره بدن صورت مي گيرد. به منظور تبادل گازي، حرکت نوساني در سراسر بدن برخي از زالوها مشاهده مي شود. زالوهاي آبي بيشتر تمايل دارند، در سطح آب حرکت کنند تا از اکسيژن سطح آب استفاده کنند.کاهش فشار اتمسفر منجر به کاهش اکسيژن محلول در آب مي شود، و در نتيجه زالوها به سطح آب مي آيند، تا کمبود اکسيژن خود را جبران کنند. در اين حالت تعداد زالوها، در سطح آب ۹۰درصد افزايش مي يابد. به وسيله اين نشانه مي توان وضعيت آب و هوايي را، به راحتي پيش بيني کرد.
● اندام هاي حسي در راس و سطح بدن زالو قرار دارند، و او را قادر مي سازند تا تغييرات شدت نور، دما و لرزش و تکان ها را احساس کند. گيرنده هاي موجود در سر، امکان حس کردن بو، را براي زالو فراهم مي کند. ممکن است، يک يا دو جفت چشم نيز در سر داشته باشند. تعداد چشم ها و ترتيب آنها در شناسايي نوع زالو موثر است. هرچند که شناسايي قطعي آنها نياز به تشريح کامل دارد. گون Rhyconbdellidas قادر به تغيير رنگ خود هستند. علت اين کار استتار نيست و هنوز دليل قطعي آن مشخص نشده است.
● توليد مثل زالوها، هرمافروديت هستند. يعني داراي هر دو اندام ج__ن__س__ی نر و ماده مي باشند. مانند کرمهاي خاکي داراي ناحيه اي از پوست ضخيم شده به نام clitellum هستند که تنها در دوره توليد مثل آشکار مي شود. Rhyneobdelld فاقد هرگونه آلت ج__ن__س__ی نرينگي هستند، ولي توليد مجموعه اي از اسپرم هاي نوک تيز مي کنند، که از طريق ديواره بدن با فشار وارد بدن شده و به محل تخمک گذاري مي رود. Clitellum يک مايع ژلاتيني بنام Cocoon ترشح مي کند که حاوي مواد مغذي است و تخم ها در آن جاي مي گيرند. پس از اين، زالو بدن خود را جمع و منقبض مي کند، تا از مايع لزج Cocoon جداشود. اگر Cocoon به سنگ يا برگ بچسبد به شکل يک توده ابري شکل خشک مي شود. پس از گذشت هفته ها يا ماهها، زالوهاي نوزاد بالغ مي شوند. زالوهاي بالغ پس از يک يا دو دوره توليد مثل مي ميرند .
● تغذيه بيشتر زالوها ، خون خوار هستند. آنها موجوداتي هستند که با مکشِ خون ميزبان خود تغذيه مي کننداگر ميزبان مورد نظر زالو در دسترس نباشد، آنها از ميزبان هاي ديگري استفاده مي کنند. بعضي از آنها از خون انسان و ساير پستانداران و برخي ديگر از خون ماهي، قورباغه، لاکپشت و پرندگان تغذيه مي کنند. بعضي از آنها هم از خون زالوهايي تغذيه مي کنند که پس از حمله کشته شده اند.

